شيوه هاي نهي از منکر

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 16 آگوست 2017

يكي از احكام اسلامي بسيار مهم امربه معروف و نهي از منكر مي باشد. ولي من هر چه بيشتر در مورد آن مطالعه مي كنم بيشتر سردرگم مي شوم چون جزييات بسيار زيادي دارد.فلذا الان كه كه دانشجو هستم نميدانم وظيفه ام در اين مورد چيست؟لطفا من را راهنمايي كنيد
از اينكه علاقه مند به پياده شدن احكام اسلام بوده و چنين دغدغه اي داريد خداوند متعال را شاكريم و اميدواريم كه در اين مسير موفق باشيد
اما در خصوص آنچه كه نوشته ايد بايد عرض نمائيم كه به نظر مي رسد در خصوص مساله امر به معروف و نهي از منكر مشكل ما و شما ندانستن احكام امر به معروف و يا پيچيدگي احكام آن نمي باشد بلكه مشكل اساسي را بايد در جاي ديگر جستجو نمود كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي نمائيم.

اول : بي توجهي عموم جامعه به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر
اگر همه مردم جامعه نسبت به اين وظيفه شرعي عمل نمايند قريب به اتفاق مواردي كه نياز به امر به معروف يا نهي از منكر دارد با همان تذكر زباني برطرف مي شود ولي مشكل اينجا است كه مردم نسبت به اين فريضه ديني احساس وظيفه نمي نمايند .
مثال : امروزه اگر مردم ببينند خانمي بر ترك موتور سوار شده و احتمالا چادر و يا مانتوي وي در بين پره هاي چرخ گير مي كند هر كسي به نحوي اين مساله را تذكر مي دهد تا بالاخره اين مساله را اصلاح كند حال اگر همين روحيه در گناهان رايج جامعه نيز توسط مردم پي گرفته مي شد و هر كس كه با منكري مواجه مي شد با همان زبان ساده و بدون مشكل آفريني تذكر مي داد با طيب خاطر مي توان اذعان نمود كه بالاخره فرد خطا كار مجبور مي شد خودش را اصلاح كند .
در اينجا توجه شما را به يك نمونه تاريخي جلب مي نمائيم : مرحوم آيت الله شاه آبادي استاد عرفان امام خميني بودند و حضرت امام(رحمة الله) از آن بزرگوار به«شيخ ما» يا« شيخ بزرگوار ما» ياد مي كردند و اين تعبير، نشانِ عظمت آن عارف بزرگ نزد حضرت امام خميني بود. از ويژگي هاي مرحوم شاه آبادي آن بوده كه عرفان آن بزرگوار، مانع حضور وي در صحنه هاي اجتماع نبوده است. تلاش هاي آن مرحوم با عنوان امر به معروف و نهي از منكر، گوياي اين نكته است. آورده اند كه در نزديكي منزل مرحوم شاه آبادي، دكتري منزل داشت كه تحت تأثير فرهنگ غربي براي دخترش يك معلم موسيقي استخدام كرده بود و طبعاً نواختن وقت و بي وقت آلات موسيقي موجب سلب آرامش همسايه ها مي شد. مرحوم شاه آبادي براي دكتر پيغام فرستاد كه دست از اين كار بردارد و موجبات آزار همسايه ها را فراهم نكند، اما جواب دكتر آن بود كه من دست از اين كار برنخواهم داشت و تو نيز هر آن چه مي خواهي انجام بده! ابتكار مرحوم شاه آبادي آن بود كه به مردم گفت: از اين پس هر كس از كنار مطب اين دكتر عبور مي كند، وارد مطب شود و با زبان نرم و ملايم دكتر را از اين كار باز بدارد. مردم نيز طرح مرحوم شاه آبادي را اجرا كردند ديري نگذشت كه دكتر خود را با مخالفت افكار عمومي مواجه و به قول معروف هوا را ابري ديد. براي مرحوم شاه آبادي پيغام فرستاد كه شما با پشتوانه ي مردمي كار خود را انجام دادي. اگر به مراجع قضايي مراجعه مي كردي، به راحتي جوابشان را مي دادم، امّا اين شيوه را پيش بيني نكرده بودم. به اين طريق مرحوم شاه آبادي توانست جمعي را از آزار و اذيّت برهاند و در حقيقت با يك منكر به صورت عملي مبارزه كند. به نظر مي رسد كه مرحوم شاه آبادي اين شيوه ي نهي از منكر را از رسول مكرم اسلام(صلّي الله عليه و آله)، اقتباس و پيروي كرده باشد. مردي خدمت رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) آمد و از اين كه همسايه اش او را آزار مي رساند، زبان به گلايه گشود. رسول خدا(ص) كه كانون علم و بردباري بود، او را به صبر دعوت كرد. مرد آرام شد و رفت. چند روز بعد برگشت و از آزار و اذيّت همسايه زبان به شكايت باز كرد. مجدداً رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) او را به شكيبايي فرا خواند. دوباره پس از چند روز، آن مرد بازگشت و از همسايه اش شكوه نمود. اين بار پيامبر(صلّي الله عليه و آله) به او فرمود: اسباب خود را جمع كن و داخل كوچه قرار بده. مردم كه از كوچه عبور مي كنند، از تو علّت اين اقدام را سؤال مي كنند و تو نيز علّت اين كار خود را به آن ها بگو ( آزار و اذيّت همسايه) مرد همين ابتكار را به كار برد. رهگذران بودند و سؤال و جواب اين مرد و بالاخره مراتب به گوش همسايه ي مردم آزار رسيد و آبروي خود را در خطر از دست رفتن ديد. خدمت همسايه رسيد و با الحاح و التماس از او خواست اسباب خود را به منزل ببرد و بيش از اين به مردم چيزي نگويد و قول داد كه من بعد همسايه ي خود را آزار نرساند. مرد كه مقصود را حاصل ديد، اسباب خود را به منزل برگرداند و از آن پس همسايه اش او را آزار نرساند. ( مجله ديدار شماره 43- چهارم دي 1382 )
دوم: در برخي امور بايد زمينه ها و مقدمات امر به معروف و نهي از منكر را فراهم نمود و حتي اگر لازم شد در آن زمينه اقدامات تحقيقاتي انجام داد .
امام موسي صدر ( 1328 ه. ش ) وقتي وضعيت نابسمان حجاب در لبنان را ديد حدود يك سال در خصوص علل و راههاي مبارزه با آن تحقيق كرد
خودش گفته پس از يك سال مطالعه عامل اصلي اين بي بندو باري را در بي سوادي و دور بودن زنان از تعاليم اخلاقي و ديني يافتم و فهميدم كه نخست بايد سطح فكري و تربيتي آنان از جهت ديني و اخلاقي تقويت بشود ولي دو مانع بزرگ در پيش داشتم كه عبارت بودند از :
الف : زنان لبنان برخلاف زنان ايران در مسجد و مجالس عزاداري به هيچ وجه شركت نمي كردند .
ب : شخصيت زنان بطور معمول با زيبايي ، تظاهر به تجمل و مد آميخته بود
جمعيتي به نام (جمعيت بر و احسان ) تشكيل داد و حضور زنان را در آن آزاد نمود و مسؤليت هاي متعددي همچون توزيع كمك به فقرا را به آنها سپرد و به مرور روح انساني را در آنها تا حدودي زنده كرد به گونه اي كه درك كردند كه به جز مد پرستي و لباس خوب پوشيدن زنان جنبه هاي ديگري هم دارند بعد از آن نيز مجموعه هايي به نام ( خانه دختران ) (آموزشگاه پرستاري ) (مركز پزشكي ) (موسسه قاليبافي ) (حوزه علميه ) تاسيس كرد
حزب الله امروز ثمره اقدامات اوليه امام موسي صدر است .(كتاب پيكار با منكر در سيره ابرار – ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر – نشر معروف – ص 187)
سوم: عدم بررسي و كشف روشهاي اثر گذاري امر به معروف و نهي از منكر
يكي از اصولي ترين شرايط امر به معروف و نهي از منكر احتمال اثر گذاري آن مي باشد و وجود چنين شرطي به معناي خالي كردن شانه از اين وظيفه مهم شرعي نيست بلكه از وظايف بسيار مهم آمرين به معروف و ناهيان از منكر كه كمتر نيز بدان توجه مي نمايند اين است كه در هر موضوعي روشهاي اثر گذاري امر به معروف و نهي از منكر را بررسي ، كشف و اجرايي نمايند چرا كه در صورت عدم شناخت روش هاي تاثير گذار ممكن است نتيجه معكوس عائد آمرين به معروف و ناهيان از منكر گردد در اين قسمت برايتان چند نمونه از روش هايي كه افراد گوناگون در راستاي امر به معروف ونهي از منكر به كار برده اند را ذكر مي نمائيم
نمونه اول : طرح دوستي
حجة الاسلام قرائتي در يكي از خاطرات خود مي گويد : در قم دوستي داشتم كه مي گفت: وقتي مي خواهم به مسافرت بروم، مقداري سوهان قم و شيريني مي خرم و همين كه وارد اتوبوس شدم به راننده و شاگرد راننده تعارف مي كنم. در بين راه يا موسيقي روشن نمي كند و يا اگر روشن كرد با تذكّر من خاموش مي كند. (خاطرات قرائتي – بهشتي – ج2 ص 36)
نمونه دوم: بيان غير مستقيم
يك راننده مي گفت زماني در كارخانه اي كار مي كردم ، وقتي مي ديدم دوستان فحاشي مي كنند مطالبي را مي نوشتم در خصوص فوائد زبان و اينكه با زبان چه فضائلي را مي توان كسب كرد و اين كه نبايد اين نعمت الهي را در مسير فحاشي صرف نمود سپس آن را در تابلو اعلانات نصب مي نمودم . و يا هر چند وقت يك با سخنراني را دعوت مي نمودم و مواردي كه دوستانم رعايت نمي كردند را به سخنران مي گفتم تا وي پيرامون همان مسائل سخنراني خود را تنظيم نمايد كه اين اقدامات تاثير بسيار زيادي بر نوع رفتار افراد مي گذاشت
نمونه سوم: نامه نگاري
سيد جمال الدين اسد آبادي در سال 1308 توسط عوامل ناصرالدين شاه در حرم حضرت مطهر عبدالعظيم حسني دستگير و از كشور اخراج شد وي براي روشنگري شروع به نامه نگاري مي كند و نامه هاي متعددي به سران قبائل و علماي اسلام مي فرستد كه يكي از آن نامه هاي مهم و سرنوشت ساز نامه اي است كه به ميرزاي شيرازي ارسال مي كند و منجر به حكم معروف تحريم استعمال تنباكو را صادر مي كند و به اين طريق استعمار به زانو در مي آيد . به دنبال همين مبارزات ، شاه امتياز « رژي » را در جمادي الثاني 1309 برابر 5 دي 1371 لغو مي كند . (كتاب پيكار با منكر در سيره ابرار – ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر – نشر معروف – ص 95)
نمونه چهارم : تذكر و يادآوري
مرد فقيري پسر خردسالي داشت. روزي به او گفت: بيا امروز قدري ميوه از باغي سرقت كنيم. پسر خردسال با نارضايتي با پدر به راه افتاد. وقتي به باغ رسيدند پدر به فرزندش گفت: تو در اين جا نگهبان باش و اگر كسي آمد زود مرا خبر كن تا كسي ما را در حال دزدي نبيند و مشغول چيدن ميوه از درخت مردم شد. لحظه اي بعد پسر فرياد زد: يك نفر ما را مي بيند! پدر با ترس و عجله از درخت پايين آمد و پرسيد چه كسي؟ كجاست؟ پسرك زيرك گفت: همان خدائي كه از همه چيز آگاه است و همه چيز را مي بيند! پدر از گفتار نيكوي فرزند شرمنده شد و بعد از آن دزدي نكرد. ( امر به معروف و نهي از منكر – محمد رضا اكبر ص 71)
نمونه پنجم : تبيين و تشريح حقيقت منكر
در زمان « مجلسيِ اوّل» كه از علمايِ بزرگ اصفهان بود، لوطي هايِ اصفهاني مزاحم مردم مي شدند و آن ها را اذيّت مي كردند. روزي لوطي ها جلويِ يكي از مؤمنان را گرفتند و به او گفتند:« ما مي خواهيم امشب مهمانِ تو باشيم. » مرد مؤمن با خود انديشيد:« اگر آن ها را دعوت نكنم در آينده مزاحم خانواده ام مي شوند و اگر آن ها را دعوت نمايم با وسايلِ موسيقي و لهو و لعب به خانه ام مي آيند و در خانه كارهاي زشت و گناه آلود انجام مي دهند.» مرد به ناچار، نزدِ مجلسي رفت و مشكلِ خود را با او در ميان گذاشت. مجلسي چند لحظه فكر كرد و سپس گفت:« آن ها را دعوت كن كه به خانه ات بيايند.» هنگام شب، مجلسيِ اوّل، زودتر از مهمانان به خانه ي مرد مؤمن رفت و به انتظار لوطي ها نشست. وقتي لوطي ها آمدند و مجلسي را ديدند، پكر شدند و تصميم گرفتند كاري كنند كه مجلسي قهر كند و برود تا مويِ دماغشان نباشد. با اين تصميم، رئيس لوطي ها به مجلسي گفت:« جناب آقا! مگر راه و روشِ ما لوطي ها چه عيبي دارد كه به ما اعتراض مي كنيد. و شما چه خوبي داريد كه ما بايد شما را ستايش نمائيم؟» مجلسي گفت:« ما هزاران عيب داريم ولي نمك شناسيم. اگر نمك كسي را خورديم، ديگر نمكدان نمي شكنيم و به او خيانت نمي كنيم و لطف او تا پايانِ عمر از خاطرمان نمي رود ولي من اين صفت را در شما نمي بينم.» لوطي گفت:« در اصفهان، از هر كس مي خواهيد، بپرسيد تا ببينيد ما نمكِ چه كسي را خورده ايم كه نمكدانش را شكسته باشيم و به او بد كرده باشيم.» مجلسي گفت:« خودم گواهي مي دهم كه شما همگي نمك نشناس هستيد. آيا شما نمك خداوند را نخورده و نمكدانِ او را نشكسته ايد؟ خداوند كه اين همه نعمت به شما داده، نعمت سلامتي و چشم و گوش و دهان و دست و پا و … به شما داده و هر روز شما را بر سفره ي خود نشانيده و روزي شما را رسانيده است، چرا نمك به حرامي مي كنيد. اين همه از نعمت هاي الهي استفاده مي كنيد و باز هم سركشي و گناه و پيروي از هوي و هوس مي نمائيد. لوطي ها مانند برق گرفته ها در جاي خود خشكشان زد و به ناگاه از خواب غفلت بيدار شدند. سكوت مطلق بر خانه حكمفرما شد. پس از مدّتي، لوطي ها كه سر به زير انداخته بودند، يكي يكي از خانه خارج شدند. صبح روز بعد، لوطي ها به خانه ي مجلسي رفتند و در حضورِ او از گناهانِ خود توبه كردند. ما نيز در عمر خودمان از نعمت هاي بي شمار الهي استفاده مي كنيم ولي خدا را فراموش كرده ايم. آيا ما از آن لوطي هايِ گناهكار نيز بدتر شديم كه متوجّه لطف و محبّتِ بي پايانِ خداوند نمي شويم؟ ( داستان هاي شهيد دستغيب ص 60 -62)/م
منبع :  www.akhlagh.porsemani.ir

منبع بر گرفته شده : سراج نت

 

بدون پاسخ برای "شيوه هاي نهي از منکر"

نوشتن نظر


  • رضا جعفرزاده: بابا ایول بر برادر غیور و پرتلاش آقای متصدی زاده {خسته نباشید}
  • admin: سلام. ممنون از دیدگاهی که دادید. شاد و پیروز و سربلند باشید. با تشکر
  • علی: سلام.جملات و نکات بسیار باحال و به جا و به موقعی رو ثبت کردین. ممنون از شما

آمار گیر سایت