نشریه موعظه خوبان شماره 181

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 28 جولای 2017

قال علی علیه السلام : النّاسُ أعداءُ ما جَهِلوا   /   (حکمت 172 نهج البلاغه)
مردم، دشمن چيزى هستند كه نمى دانند.

دام های شیطان!

 هیچ راهی بهتر برای سرکوبی نفس از اتّصاف به صفت متواضعین و رفتار کردن مطابق رفتار و سیره و طریقه آنها نیست. در هر مرتبه از تکبّر که هستی و اهل هر رشته علمی و عملی و غیر آن که هستی، بر خلاف میل نفسانی چندی عمل کن، با تنّبهات علمی و تفکر در نتایج دنیایی و آخرتی، امید است، راه، آسان و سهل شده نتیجه مطلوبه بگیری. اگر نفس از تو تمنّا کرد که صدر مجلس را اشغال کن و تقدم بر همقطار خود پیدا کن، تو بر خلاف میل آن رفتار کن. اگر تأنّف می کند از مجالست با فقرا و مساکین، تو دماغ او را به خاک مالیده با فقرا مجالست ‏‎‏کن، هم غذا شو، همسفر شو، مزاح کن. ممکن است نفس از راه بحث با تو پیش آید و بگوید تو دارای مقامی، باید مقام خود را برای ترویج شریعت حفظ کنی، با فقرا نشستن وقع تو را از قلوب می برد، مزاح با زیر دستان تو را کم وزن می کند، پایین نشستن در مجالس از مقام تو کاسته می کند، آن وقت خوب نمی توانی به وظیفه شرعی خود اقدام کنی، بدان تمام این ها دام های شیطان و مکاید نفس است.

[ امام خمینی رحمة الله علیه ، چهل حدیث ، مرکز فرهنگی رجاء ، چاپ دوّم ، 1368 ، ص 84 ]

سزاوار محرومیت!

فی الکافی عن الباقر(ع): «إِنَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ أَوْ إِلَى وَقْتٍ بَطِي‏ءٍ فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَكِ لَا تَقْضِ‏ حَاجَتَهُ‏ وَ احْرِمْهُ‏ إِيَّاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِي وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّي». (الشافی598)

 از امام باقر عليه السّلام روایت است که فرمودند: همانا بنده از خدا حاجتى مي خواهد كه اقتضا دارد، زود يا دير برآورده شود سپس آن بنده گناهى مرتكب مى ‏شود، و خداى تبارك و تعالى به فرشته می فرمايد: حاجتش را روا مكن و او را از آن محروم دار، زيرا در معرض خشم من در آمد و سزاوار محروميت من گشت. طبیعت دعا به حسب ظروف عالم این است که استجابت بشود، خدای متعال دعا را مستجاب بفرماید. در زمان نزدیکی یا در زمان دوری بالاخره دعاها مستجاب خواهد شد. لکن گاهی بنده مرتکب گناهی می شود، آن مَلِکی که مامور قضای حاجت اوست، مامور می شود که حاجت او را به تاخیر بیندازد. این گناه مانع می شود ( اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا) دعای کمیل و یا در بعضی از دعاهای دیگر. خصوصیت گناه این است که از استجابت دعا مانع می شود. البته ساز و کار الهی و ربوبی خیلی ساز و کار لطیفی است. این که چطور می شود که یک گناه انسان را از قضای حاجتش محروم می کند، این یک ساز و کاری دارد، طبق سنت و حکمتی که خدای متعال بر اساس آن عالم و طبیعت انسان را آفریده است، امانتیجه اش این می شود که اگر گناه انجام دادیم، حاجت ما بر آورده نمی شود.

[ شرح حدیث از امام خامنه ای مدظله العالی در مقدمه درس خارج 5/11/88 ]

آزادی تفکر و آزادی عقیده!

 فرق است میان آزادی عقیده و آزادی تفکر. تفکر یعنی همان استعداد انسانی بشر که می‏تواند در مسائل، علمی و منطقی بیندیشد. این استعداد حتماً باید آزاد باشد. پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است. اما عقیده. می‏دانیم هر عقیده‏ای ناشی از تفکّر نیست. بسیاری از عقاید بشر ناشی از یک سلسله عادتها، تقلیدها وتعصبهاست نه این که چون فکر کرده این عقیده را گرفته است بلکه چون عادت کرده، به این عقیده چسبیده است. این عقیده نوعی انعقاد است یعنی فکر و اندیشه‏اش به جای این که باز باشد بسته و منعقد شده و بر عکس، آن قوه مقدّس تفکّر به دلیل این انعقاد و بستگی در درونش اسیر شده. آن آدمی که یک سنگ یا چوب و ساخته دست خودش را می‏پرستد، آیا نشسته علمی و منطقی فکر کرده و علم و منطق او وی را رسانده به این که این بت را بپرستد؟ تفکّر آزاد است، حالا که تفکّر آزاد است پس این آقای بت‏پرست باید آزاد باشد برای این که بت را بپرستد؛ یا نه، عقل و فکر این شخص اسیر است، باید کاری کنیم که عقل و فکر او را از اسارت این عقیده آزاد کنیم، کاری را بکنیم که ابراهیم خلیل اللَّه و بت ‏شکن ( در مواجهه با برخوردهای جاهلی و خرافی قوم خود ) کرد…

[ مرتضی مطهری ، آینده انقلاب اسلامی ایران ، تهران ، انتشارات صدرا، چاپ سی و یکم ، 1389 ، ص 38و 39]

رغبت به دنیا ، غم وغصه می آورد !

حدیث از رسول خدا (ص) است که فرمود : ” «الرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا تُكْثِرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ “رغبت به دنیا، باعث زیاد شدن غم و حزن می گردد. انسان اگر رغبت به دنیا داشته باشد. غم وغصه اش زیاد می شود. اینهایی که توی پول غلت می زنند. همه اش غم وغصه دارند. غصه دارند که چرا امروز یک میلیون بیشتر گیرشان نیامده. اما کسانی که به فکر آخرت هستند، راحتند. پس رغبت به دنیا غم و اندوه را زیاد می کند. و بر عکس زهد در دنیا. ” يُرِيحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ. ” سبب راحتی قلب و بدن است. انسان باید زاهد باشد. رغبت به دنیا نداشته و به آخرت رغبت داشته باشد. اگر هم دنیا را می خواهد. برای آخرت بخواهد تا یک لقمه نان حلال برای زن و فرزندش بیاورد. دنیا را باید از راه حلال داشت. اما به آن نباید دل بست. اگر کسی دل به دنیا ببندد. غم و غصه اش زیاد می شود. و اگر دل به دنیا نبندد. راحت است. هیچ غصه ای نمی خورد. می خواهد داشته باشد. می خواهد نداشته باشد.

 [ بررسی گناهان کبیره در مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی، بوستان قرآن ،چاپ ششم ، 1395 ، ص40 ]

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند    شاهبازان طریقت به مقام مگسی

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: “ای انسان !چرا غیر خدا را می خواهی؟! مگر از غیر او چه دیده ای؟ اگر او نخواهد، هیچ چیز موثر نیست، و برگشت تو به سوی اوست.

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند       شاهبازان طریقت به مقام مگسی

خدا را وا گذاشته ای و غیر خدا را را تحصیل می کنی؟؟ چرا این قدر دور خودت چرخ میخوری؟!خدا را بخواه و همه ی خواستنی ها را مقدمه وصول به او قرار بده. مشکل اینجاست، که ما همه چیز را برای خود می خواهیم، حتی خدا را!

[ محمد لک آبادی ، پای درس عارفان ، قم ، آخرین وصی، چاپ دوم ، 1393 ، ص 29]

باور نکن!

 درباره مرحوم مامقانی ( اعلی الله مقامه ) نقل می کنند: ایشان مراسم عزاداری در منزل شان داشتند. وقتی منبری ها از ایشان تعریف می کردند، آقا عبا بر سر می کشیدند. یکی از دوستان از ایشان پرسیدند زمانی که ما از شما تعریف می کنیم چرا عبا بر سرتان می کشید؟ فرمودند: در دوران کودکی خیلی ما فقیر بودیم. مامقان زمستان های سردی داشت. چند روز صبح که می خواستم برم مدرسه از مادرم با گریه یک کلاه خواستم. مادرم من را برد انباری و گشت یک کلاه خیلی کهنه و پاره پیدا کرد. از روی خجالت نزدیک مدرسه بر می داشتم. من این کلاه را دارم. وقتی شما از من تعریف می کنید من عبا را بر سرم می کشم و کلاه را از جیبم در می آورم و به خود می گویم این تویی تعریف این ها را باور نکن.

[ منبع کتاب داستانهای عارفانه ]

نامردی!

 اسماعیل اسلحه‌ها را از دست مردم می‌گرفت. حرف امام بود. نباید هیچ فرصتی از دست می‌رفت. امام گفته بودند : «باید اسلحه‌ها را جمع آوری کنید.» اسماعیل با چشم خود در روز 22 بهمن سال 1357 دیده بود که چگونه پادگان‌های نزدیک اهواز توسط مردم سقوط کرد و هر کس برای خود اسلحه‌ای برداشت. انقلاب پیروز شده بود و حالا دیگر به اسلحه احتیاجی نبود. اسماعیل تا به خودش بیاید، مینی‌بوس پر از اسلحه شده بود. وقتی آخرین اسلحه را از دست یک جوان کم سن و سال گرفت، دیگر حتی جای یک سوزن هم در آن ماشین به آن بزرگی نبود. با راننده به سمت مقرّ سپاه حرکت کردند. بچه‌های سپاه از دیدن آن همه اسلحه نمی‌دانستند چه کار کنند.اسماعیل خندید و گفت: «از این مردم کجا گیر می‌آورید؟ می‌گوید مسلح شوید، می‌شوند؛ می‌گوید اسلحه‌ها را تحویل بدهید، زود می‌آورند و تحویل می‌دهند. خیلی نامردی است که قدرشان را ندانیم.»

( کتاب «مهاجر مهربان» – شهید اسماعیل دقایقی، انتشارات سوره مهر، ص 31 و 32٫ )

یک استفتاء

سوال: پرداختن به کارهای دیگر در ساعت مخصوص یک برنامه مثل ورزش چه حکمی دارد؟ اگر فردی تخلف کند و به جای برنامه ابلاغی، کاری دیگری انجام دهد، حقوقی که در ازای آن دریافت می کند چه حکمی دارد؟درضمن ضابطه خاصی دراین زمینه وجودندارد.
جواب: 
در خصوص سئوال اول ، باید طبق آنچه ابلاغ شده است عمل شود و پرداختن به امور دیگر غیر از برنامه ابلاغ شده بدون هماهنگی و مجوز جایز نیست. و در خصوص سئوال دوم ، به همان مقدار کار مدیون است یعنی کار اجیر در مدتی که اجیر شده (مثلا”8 ساعت) ملک صاحب کار است،به حسب عرف این مقدار از کار هرچه ارزش دارد مطابق با حقوق دریافتی باشد یا بیشتر یا کمتر ملک صاحب کار است به هر مقدار کم کاری کرد ارزش این مقدار را به صاحب کار مدیون است.

« استفتاءات انجام شده ازدفترمقام معظم رهبری؛ تهیه شده در: دفترتایید شرعی نمایندگی ولی فقیه در سپاه»

دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید

دریافت نشریه برای چاپ رنگی

 

منبع : سراج نت

بدون پاسخ برای "نشریه موعظه خوبان شماره 181"

نوشتن نظر


  • admin: سلام فقط کافیست بر روی لینک دانلود کنید تا جزوه مورد نظر دانلود شود با تشکر
  • Arad: سلام فایل هارو کجا باید دانلود کنیم؟

آمار گیر سایت