جریان شناسی سیاسی کامل پس از پیروزی انقلاب اسلامی

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 17 آوریل 2017

من مي خواستم يك شناخت تقريبا كامل از تمامي احزاب و انجمنهاي مهم كه از اول انقلاب تا امروز در كشور به وجود آمده اند(جريان شناسي سياسي) داشته باشم مثلا نهضت آزادي، انجمن حجتيه، مجاهدين خلق، مجاهدين انقلاب و …

دستيابي و اطلاع کامل از تمامي احزاب و انجمنهاي مهم کشور آنهم از اوائل انقلاب تا کنون نيازمند مطالعه منابع معتبري است که در اين زمينه وجود داشته و چنين امري با مطالعه يک يا چند پاسخ امکان پذير نيست از اين رو جهت اشنائي اجمالي با بعضي از احزاب سياسي كشور توجهتان را به مطالب زير جلب مي كنيم:جامعه روحانيت و مجمع روحانيونپس از انقلاب اين اصطلاح «چپ و راست» به تدريج در ادبيّات سياسى ايران رايج شد.بعد از عزل بنى صدر نيروهاى انقلاب دچار اختلافات داخلى شدند.

ين اختلاف به طور مشخص در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و حزب جمهورى اسلامى تجلّى كرد و نهايتا به انحلال هر دو تشكّل انجاميد. از آن زمان گرايش‏ها و جناحهاى مخالف با يكديگر، به چپ و راست تقسيم شدند،
و اين اصطلاح به تدريج محور تقسيم‏بندى‏هاى سياسى قرار گرفت.در دوره نخست‏وزيرى مهندس موسوى نيروهاى موسوم به چپ اكثريّت يافتند. اين گروه كه بعدا به چپ سنّتى موسوم شدند، انقلابى، تندرو و راديكال، ضدّ آمريكا و اسرائيل، اصول‏گرا، طرفدار ولايت مطلقه‏ى فقيه، و خواهان اقتصاد بسته و دولتى بودند.
در مجلس سوم اكثريّت با اين جناح بود. عمده‏ترين گروههاى طرفدار اين جناح را مجمع روحانيون مبارز، اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، و دفتر تحيكم وحدت تشكيل مى‏دادند. در مقابل اين جناح، طيفى از نيروهاى سياسى، به راست موسوم شدند.
اين گروه ابتدا در حوزه‏ى اقتصاد و سپس در ساير حوزه‏ها با جناح چپ اختلاف پيدا كردند.
طيف راست مخالف دخالت گسترده‏ى دولت در اقتصاد بود؛ و در همين زمينه‏ها با دولت مهندس موسوى اختلاف داشت. اين گروه در مجلس چهارم و پنجم اكثريّت را به دست گرفتند.
عمده‏ترين گروههايى كه آنها را به نحوى جزو يا جانبدار راست به حساب مى‏آورند عبارتند از: جامعه روحانيّت مبارز، جامعه‏ى مدرّسين حوزه‏ى علميه‏ى قم، تشكّلهاى اسلامى همسو (يعنى مجموعه‏اى از گروههاى راست، كه مهمترين آنها را جمعيت مؤتلفه و جامعه‏ى اسلامى مهندسان تشكيل مى‏دهد).
به طور كلّى اين گروه بر ولايت مطلقه‏ى فقيه، حفظ فرهنگ سنّتى، مديريّت دينى، اقتصاد آزاد و بازار تأكيد دارند.در دوره‏ى رياست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى دو اصطلاح «چپ مدرن» و «راست مدرن» مطرح شد.
چپ مدرن جريانى است كه به هر دليل، به بازنگرى در انديشه‏ها و نظرات خود پرداختند. محصول اين تأمّل، چرخش در بعضى از مواضع راديكال، و اصلاح و تعديل بخشى از شعارها و آرمانهاى اين جناح بود. فضاى باز سياسى و فرهنگى، توسعه‏ى اقتصادى، تنش‏زدايى در سياست خارجى، تسامح و تساهل در عرصه‏ى فرهنگ و سياست جزو شعارهاى چپ مدرن است.
اين گروه طرفدار آزادى بيان و گسترشآزادى‏هاى سياسى محسوب مى‏شوند.در مقابل، در جناح راست نيز تغييراتى پديد آمد؛ و يكى از نتايج آن منشعب شدن جريانى بود كه گاه با عنوان راست مدرن و گاه با نام تكنوكرات‏ها (فن سالاران) و يا مصلحت‏گرايان مطرح مى‏شوند.
اين جريان متشكّل از افراد ميانه رو جناحهاى چپ و راست بود؛ كه ديدگاه‏هاى مشتركى با چپ مدرن داشتند؛ و در مجموع معتقد به اصلاحات سياسى، و بخصوص اصلاحات اقتصادى، توسعه‏ى فرهنگى، خصوصى سازى، و مديريّت علمى و كارشناس سالارى‏اند.
تعبير تكنوكرات نيز به همين مناسبت است كه اين گروه، مانند تكنوكرات‏ها در كشورهاى غربى بر افتادن امور به دست فن‏شناسان و گسترش علم و پژوهش تأكيد دارند.
عمده‏ترين تشكّل اين گروه، كارگزاران سازندگى است كه در مجلس پنجم نقش عمده‏اى ايفا كرد. اين گروه يا گروههاى چپ مدرن در انتخابات رياست جمهورى سال 76 همگرا شدند.
اين ائتلاف كه از عمده‏ترين شعارهاى آنها اصلاحات سياسى بود، موقعيت چشمگيرى نيز در انتخابات به دست آورد. امروزه در چپ مدرن نيز بروز و تمايز گرايشهاى تندرو و ميانه رو كاملاً مشهود است.به طور كلى جناح‏بنديهاى سياسى در ايران مرزهاى مشخصى ندارد.
گروههاى موسوم به چپ و راست هيچ كدام راهبردها و ديدگاه‏هاى خود را از پيش و به طور شفّاف و تفصيلى در حوزه‏هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى ارائه نكرده‏اند. همچنين ضعف نهادهاى مدنى و احزاب سياسى در هر دو جناح به دليل فقدان سابقه‏ى تشكّلهاى سياسى رسمى و سازمان يافته در ايران مشهود است. تشكّل‏ها غالبا با توجه به زمان خاص ايجاد مى‏گردند؛ و مواضع نيز بر حسب موقعيّت و بسته به فضا و شرايط مستحدث تغييرمى‏كند.
لذا اغلب مى‏توان ترديد و تردّد و نوسان گروهها و افراد سياسى را بين چپ و راست كاملاً مشاهده كرد. از آن جا كه بسيارى از انديشه‏ها و مواضعِ گروهها به طور موقّت و انفعالى طرح ريزى مى‏شوند نمى‏توان به تداوم مواضع سياسى اطمينان داشت.
به طور كلّى گذشته از آن چه گفته شد به نظر مى‏رسد اصطلاح چپ و راست همان گونه كه اشاره كرديم براى بيان تفاوتها و سلايق سياسى در ايران مبهم و نارساست، و در صورت كاربرد بايد به تفاوت عميق انديشه‏ها و جناح‏بنديهاى سياسى ميان ايران و غرب توجّه داشت.
ابهام و نارسايى اين دو اصطلاح تا حدّى است كه افراطى‏ترين گروه چپ‏رو در ايران را به لحاظ بعضى از اصول فكرى مى‏توان حتّى مشابه با محاظفه‏كاران و راست‏گراهاى غربى دانست.
همچنين است در مورد راست‏گرايان. لذا در كاربرد اين اصطلاحات بايد به شرايط سياسى و اجتماعى ايران توجه داشت (ر.ک: فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات).اما برخي جناح ها وجود دارند که جناح ميانه معروفند؛ عليرغم ابهامى كه در اين قسمت وجود دارد به صورت مختصر مى‏توان گفت كه در حدود سال 1363 به علت اختلاف نظرهايى كه بين نيروهاى انقلابى در قبال مسائل اقتصادى و بين‏المللى به وجود آمد، جناحى به نام جناح مصلحت‏انديش، يا ملي‏گرا «پراگماتيست» يا ميانه معروف شد.
اين جناح در آن دوره با برخى سياست‏هاى راديكال در سطح بين‏الملل مخالفت مى‏كرد و آن را مغاير مصلحت استراتژى جنگ عليه عراق مى‏دانست در اواسط دهه هفتاد جمعيت «كارگزاران سازندگى» مشخص‏ترين گروه انجام يافته جناح ميانه شناخته مى‏شوند. نشريات همشهرى و ايران ارگان‏هاىغيررسمى اين جناح بودند.
حزب جبهه مشاركت ايران اسلامىزمـيـنـه هـاى اوليـه شـكـل گـيرى اين حزب ، به قبل از برگزارى هفتمين دوره انتخابات رياست جـمـهورى برمى گردد. به اين معنا كه ، همفكران خاتمى در ستادهاى انتخاباتى وى گرد آمدند تـا بـه پـيـروزى وى در انـتـخـابـات كـمـك نمايند. پس از انتخاب او، يكصد و ده نفر از اعضاىِ فعّال ستادهاى انتخاباتى ، براى پشتيبانى و پيشبرد شعارها و ايده هاى خاتمى ، جبهه مشاركت را رسـمـا در آذر 1377 تـاءسـيس كردند. اعضاى اصلى اين حزب ، اغلب در دستگاه هاى اجرايى مشغول كار بودند. از اين رو، مى توان جبهه را يك حزب دولتى به شمار آورد. البته جبهه يك حـزب مـنـسـجـم نـيـسـت ، زيـرا هـمـان طـور كـه از نـام جـبـهـه بـرمـى آيـد، يـك تـشـكـل سـيـاسـى بـا سـليـقـه هـاى مـختلف است .
بنابراين ، جاى تعجب نيست كه از هجده گروه فعّال دوم خرداد، چهارده گروه در جبهه عضويت داشتند در اسـاسـنـامـه حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ، ايجاد زمينه مناسب براى مشاركت ملت ايران در فـعـاليـت هـاى سـيـاسى و اجتماعى ، حفظ دستاوردهاى انقلاب عظيم اسلامى و تداوم بخشيدن به آرمـان هاى حضرت امام خمينى (ره ) از هدف هاى جبهه به شمار آمدهاست.. كنگره ، شوراى مركزى ، دبـيـر كـل ، هياءت داورى ، دفتر سياسى … از اركان ، و كنگره و شوراى مركزى ، عالى ترين ركـن جـبـهـه اند، ولى تنها، شوراى مركزى مسؤ وليت هدايت و پيشبرد هدف هاى جبهه را بر عهده داشت. دبـيـر كـلّ بـالاتـريـن مـقـام اجـرايـى جـبـهـه رئيـس شـوراى مـركـزى بود كـه بـه مدت دو سـال انـتـخـاب مـى شـد.
التـزام به قانون اساسى ، تابعيت ايران ، اعتقاد به اسلام و داشتن حـداقـل پـانـزده سـال تـمـام ، از شـرايـط عـضـويـت در جـبـهـه بود. عـضويت در ساير احزاب و تشكل هاى سياسى ، مانع عضويت در حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى نيست مـهـم تـريـن شـعـار حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ، توسعه سياسى و نهادينه كردن مشاركت مـردم در اداره كـشـور بود .
البـتـه بـرخـى از اعـضـاى حـزب ، نـظـر مـعـتـدل ترى در اين باره مطرح مى كردند. به عقيده آن ها، توسعه سياسى و توسعه اقتصادى و بـه بـيـان ديـگـر، توسعه متوازن ، مي بايست هم زمان مورد توجه قرار گيرد، ولى در كوتاه مدت پـرداختن به توسعه سياسى لازم است و اين توسعه ، راه را براى توسعه در ابعاد ديگر مى گـشـايد.
اين حزب رئوس برنامه هاى اقتصادى خود را به اين شرح اعلام كرد : (اقتصاد بيمار ايران نياز به درمان دارد. ريشه هاى بيمارى اقتصاد ايران فراوانند: عدم ثبات سياسى ، فـقدان امنيت اقتصادى و قضايى ، اقتصاد نفتى ، اقتصاد زيرزمينى ، فرار سرمايه ها و مغزها، تـعـدد مـراكـز تـصميم گيرى و…) از نمايان ترين آن اند). گام هاى اوليه در درمان بيمارى بـايد به اصلاح ريشه ها معطوف شود اصلاحات اقتصادى نيازمند اصلاحات حقوقى و سياسى است وگرنه تزريق منابع مالى و انتخاب سياست ها و راهبردهاى مختلف اقتصادى تنها مى تواند بـه تـداوم بـيـمـارى اقـتـصـادى يـارى رساند.) امّا حزب جبهه مشاركت اسلامى و اعـضـاى آن كـه بـرخـى از آن هـا پـسـت هـاى مهم كشور را در اختيار داشتند، در راستاى سياست هاى اقـتـصادى پيشنهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام كه از سوى مقام معظم رهبرى تصويب و به دولت ابـلاغ شـد، حـركـت نـكـردند .
و در نـتـيـجـه ، دولت آقـاى خـاتـمـى را بـا مشكل ناتوانى اقتصادى مواجه نمودند .
دفتر تحكيم وحدت سـابـقـه انـجـمـن هـاى اسـلامـى دانـشـجويى به دهه بيست مى رسد. در دهه سى اختناق موجود، از فـعـاليـت سـيـاسـى ، مـذهـبـى و عـلمـى ايـن انـجـمـن هـا كـاسـت . در دهـه چـهـل ، شـكـل گـيـرى نـهـضـت امام خمينى (ره ) بر تشديد و تعميق فعاليت هاى اسلامى دانشگاهى افـزود، و در ايـن دهـه و دهـه پـنـجـاه دانـشـجويان مسلمان ، نقش مهم در ايجاد و سرانجام پيروزى انـقـلاب اسـلامـى ايـفـا كـردنـد، امـا تـاءكـيـد امـام (ره ) بـر ضـرورت وحـدت انجمن هاى اسلامى دانـشجويى ، منجر به ايجاد اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور يا دفتر تحكيم وحدت در 1358 گرديد اسـاسـنـامـه دفـتـر تـحـكيم وحدت هشت فصل دارد كه در آن نشست ها، كميسيون ها، واحدها، شوراى مـركـزى مـهـم تـرين ارگان اتحاديه شمرده شده اند. شوراى مركزى داراى هفت عضو است كه از سـوى واحـد نـشـسـت ها به مدت يك سال انتخاب مى شوند. تعهد به ولايت فقيه ، داشتن سابقه سالم ، عدم عضويت در احزاب از شرايط عضويت در شوراى مركزى است . و نيز اعتقاد به اسلام ، اصول دين ، اسلام فقاهتى ، ولايت فقيه ، حقانيت انقلاب ، قانون اساسى و انقلاب فرهنگى از اصـول و گـسـتـرش انـقـلاب ، تـقـويـت نـظـام ، دانـشگاه اسلامى ، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه و برآوردن نيازهاى علمى نظام از اهداف دفتر تحكيم وحدت به شمار مى رود.
دفـتـر تـحـكـيـم وحـدت چـنـد دوره فـعـّاليـت را پـشـت سـر گـذاشـتـه اسـت . دوره اوّل 58 تـا 68: در ايـن دوره بـيـشـترِ اقدامات و مواضع دفتر در جهت راه امام (ره ) بود. و در اين راسـتا، به عنوان تنها تشكّل دانشجويى ، در تسخير لانه جاسوسى آمريكا، انقلاب فرهنگى ، شركت در فعّاليت هاى انتخاباتى و تقويت نهادهاى انقلابى نقش مهمى داشت .دوره دوم 68 تـا 72: واكـنـش نسبت به تشكل هاى موازى ، مخالفت با دولت و دفاع از منتظرى از اهم فعاليت هاى دفتر تحكيم بود.
دوره سـوم 72 تـا 76: در اين مقطع زمانى دفتر در انزواى سياسى قرار گرفت . و نيز تغيير شـعـار عـدالت بـه آزادى از سوى تحكيم وحدت مشاهده شد. همچنين ، كم رنگ شدن حمايت از ولايت فقيه و انتقاد عريان نسبت به هاشمى رفسنجانى .دوره چهارم (76 تا 80): در دوره جديد، همانند جناح موسوم به چپ ، بر قانون گرايى ، تعميق گفت وگو، نقد منصفانه ، نرمش در برابر آمريكا و… تاءكيد مى ورزد دفتر تحكيم وحدت در منشور انتخابات مجلس ششم ديدگاه هاى خود را مطرح كرده است كه حذف چـارچـوب هـاى تـنـگ نظرانه در روابط اجتماعى جوانان ، اصلاح قوانين محدودكننده فعّاليت هاى اجـتـمـاعـى ، سـيـاسـى و فـرهـنـگى زنان ، تغيير قانون نظارت در عرصه هاى فرهنگى ، لغو گـزيـنـش هـاى سـيـاسـى ، نـفـى اقتصاد رانتى ، بررسى كارشناسانه تنش زدايى با آمريكا، بـرقـرارى امـنـيـت سـرمـايـه گـذارى خارجى ، ايجاد پارلمان دانشجويى ، گسترش جريان آزاد اطـلاعـات ، حـذف انـحـصار در صدا و سيما، به رسميت شناختن قرائت هاى مختلف از دين ، تعريف جرم سياسى و… از آن جمله اند.جهت آشنايي بيشتر ر. ك: تاريخ جنبش دانشجويي ايران ، حسين قويدل معروفي ، انتشارات نجم الهدي، 1385 .
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايرانبـر اسـاس مـرامـنـامـه سـازمـان ، سـازمـان مـجـاهـديـن انـقـلاب اسـلامـى يـك تـشـكـل عـقـيـدتـى و سـيـاسـى اسـت ، و با اعتقاد به اسلام و ضرورت اجتهاد زنده و زمان شناس فـعـاليـت مى كند. فعاليت سازمان كه به صورت علنى صورت مى گيرد، در چارچوب قانون اسـاسـى ايـران و با پذيرش اصل ولايت فقيه انجام مى پذيرد. اين سازمان براى تحقق اهداف زير تلاش مى كند:1 ـ پاسدارى از انقلاب اسلامى ، نظام جمهورى اسلامى و قانون اساسى2 ـ تداوم ، گسترش و تعميق انقلاب اسلامى در ايران و جهان3 ـ رشد و ارتقاى سطح آگاهى عقيدتى و سياسى4 ـ ايجاد جامعه اى آباد و آزاد و مستقلالبـتـه ايـن شـعـارها در عمل به طور كامل تحقق نيافته اند، بلكه گاه عكس آن نيز اتفاق افتاده اسـت ! و ايـن عمل با شعار لزوم ارتقاى سطح آگاهى سياسى مردم مخالفت آشكار دارد بـا استناد به اساسنامه ، مهم ترين اركان سازمان عبارتند از: كنگره ، شوراى مركزى و هياءت اجرايى . اساسنامه سازمان مى افزايد، اين ساختار بر مبناى ارزش هاى اسلامى همچون شورى ، امر به معروف ، نهى از منكر، تواصى به حق و صبر، تعاون بر خير و تقوى و ولايت مؤ منانه نـسـبـت بـه يـكـديـگـر در روابـط مـتـقـابـل اعـضـا و حـاكـمـيـت اخـلاق اسـلامـى و احـكـام شـرعـى شكل گرفته است و در جهت تحقق اين ارزش ها گام برمى دارد سـازمـان در بـعـد سـيـاسى مدعى نهادينه شدن رقابت گروه ها، توسعه مشاركت سياسى مردم ، اعـتـلاى فـرهـنـگ سـيـاسـى ، شـفاف سازى مواضع جناح ها، حاكميت قانون و رشد عقلانيت ، تقدم تـوسـعـه سـيـاسـى بر توسعه فرهنگى و اقتصادى ، لزوم تحقق اصلاحات و… است . در بعد اقـتـصـادى ، بـه ايـجـاد و حـفـظ اسـتقلال اقتصادى ، خود اتكايى ، رفاه اجتماعى ، جلوگيرى از شكاف طبقاتى ، سمت گيرى به سوى عدالت اجتماعى مى انديشد.
در عرصه فرهنگ عقيده دارد، با ايجاد فضا براى گفتگوى انتقادى ، آزادى بيان و… بهتر مى توان از ارزش هاى ملى ، دينى و انقلابى پاسدارى كرد ولي آيا با تمامي اين ادعاها توانسته است ارزش هاي ملي، ديني و انقلابي را در بعد داخلي وخارجي پاسداري نمايد يا اين که متأسفانه برخي از افراد آن عملکردهاي متفاوتي داشته اند؟
مجمع نيروهاى خط امام (ره )سـيـد هـادى خـامـنـه اى ، رحمت اللّه خسروى و احمد حكيمى پور در آبان 1377 با اخذ پروانه از كـمـيـسـيـون مـاده 10 وزارت كـشـور مـوجـوديـت گروه جديد (مجمع نيروهاى خط امام (ره ) را اعلام كـردنـد. ايـن مـجـمع به همراه دفتر تحكيم وحدت ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران ، حزب اسلامى كار، حزب جبهه مشاركت اسلامى ، خانه كارگر، حزب همبستگى و… ائتلاف بزرگى را بـه نـام ائتـلاف جـبـهـه دوم خـرداد را تشكيل مى دهند. البته اين ائتلاف جنبه رسمى ندارد، يعنى حاصل مذاكره و برنامه ريزى رهبران اين گروه ها نيست ، بلكه به طور خودجوش به وجود آمده است بـر اسـاس مـرامـنـامـه ، مـجـمع نيروهاى خط امام (ره )، تشكيلاتى است اسلامى ، سياسى كه بر پايه اعتقادات ، اهداف و خط مشى هاى زير تشكيل شده است :الف ـ مـبـانـى اعـتـقـادى : اعـتـقـاد و التزام به اسلام ناب محمدى (ص )، مبانى تفكرات امام (ره ) قـانـون اسـاسـى و ولايـت فـقـيـه ب ـ اهداف : تحقق حاكميت اسلام ، پاسدارى از ارزش ها، اجراى عـدالت اجـتـمـاعـى ، حـراسـت و دفـاع از جمهوريت نظام ج ـ خط مشى ها: ريشه كنى فقر، افزايش آگـاهـى ، گـسـتـرش آزادى ، مبارزه با آمريكا، ايجاد فضاى سالم سياسى . مجمع مدعى است كه قصد دارد با هدايت و سازمان دهى به نيروهاى معتقد به اسلام ناب محمدى (ص ) و تفكر حضرت امام (ره ) به تحقق آرمان هاى انقلاب اسلامى كمك نمايد شرايط عضويت در اين مجمع ، تابعيت جمهورى اسلامى ، اعتقاد و التزام عملى به اسلام و مبانى تـفكرات حضرت امام (ره )، قانون اساسى ، اصل ولايت فقيه و عدم عضويت در ساير گروه هاى سـيـاسـى اسـت . كـنـگـره ، عـالى تـريـن مـرجـع مـجـمـع اسـت ، و قـرار اسـت چـنـان چـه حداقل هزار نفر به عضويت مجمع درآيند، نخستين كنگره آن برگزار شود. شوراى مركزى ، مسؤ وليـت رهـبـرى و بـرنـامـه ريـزى مـجـمـع را بـر عـهـده دارد، و دبـيـر كـل و هـياءت اجرايى را انتخاب مى كند و به تصويب خطمشى ها و سياست ها مى پردازد. يكى از ويـژگـى هـاى مـجـمـع ، تـاءسـيـس شـوراى ايـدئولوژى اسـت كـه حـداقـل سه تن انديشمندِ صاحب نظر در علوم اسلامى كه از صلاحيت اخلاقى و علمى و ديد وسيع اجـتـمـاعـى و سـيـاسـى بـرخـوردارنـد، تـشـكـيـل مـى شـود. ادعـا مـى شـود مـجـمـع يـك تـشـكـل سـيـاسـى غـيـر انـتـفـاعـى اسـت . از ايـن رو، بـه هـيـچ گـونـه عمليات بانكى و تجارى اشتغال ندارد.
(به نقل از جريان شناسي، مرکز تحقيقات سپاه ، سايت طوبي)نهضت آزادي سرآمد جناح ليبرال در ايران، نهضت آزادى مى‏باشد كه براى آشنايى با وضعيت آن، نكاتى را به آگاهى مى‏رسانيم :1- اين تشكيلات اساسا بر پايه انديشه‏هاى دكتر مصدق و با كسب نظر از وى ريخته شده است. مهندس بازرگان در اين‏باره مى‏گويد: «تشكيلات و پايه‏هاى اصلى نهضت را با كسب نظر از آقاى دكتر مصدق ريخته‏اند…»، (مجله روشنفكر، 25 خرداد سال 40). در مرامنامه نهضت آمده است: «ما مسلمان، ايرانى، تابع قانون اساسى [زمان شاه] و مصدقى هستيم»، (خط سازش 1/252) بازرگان. 2- گرايش دينى و اسلامى در نهضت نقش درجه دوم و ابزارى دارند و مليت گرايى بر آن تقدم و پيشى دارد.
بازرگان يكى از تفاوت‏هاى حساس و ظريف بين نهضت آزادى و نيروهاى انقلابى را اين مى‏دانست كه امام و انقلابيون خواستار اسلام و خدمت به دين بودند ولى نهضت آزادى ايران‏گرا بود. گروه اول از امكانات و ابزارهاى موجود در ايران جهت اعتلاى دين استفاده مى‏كردند و گروه دوم دين را وسيله خدمت به ايران و اهداف اساسى خود قرار مى‏دادند.براى آگاهى بيشتر ر.ك: اطلاعيه نهضت آزادى 27 خرداد 1360 و نيز: خط سازش، ج 1، ص 288.3- نهضت آزادى داراى شيوه‏اى سازشكارانه بوده و هرگز موافق با مبارزه انقلابى و سرنگونى رژيم طاغوت نبوده، بلكه معتقد بود شاه بايد سلطنت كند نه حكومت و هم‏اكنون هم بزرگترين منادى سازش با آمريكا مى‏باشد.4
– نهضت آزادى به تدريج در طول حيات خود از روحانيت فاصله گرفت و نه تنها در مسايل سياسى و اجتماعى، بلكه اساسا در دين‏شناسى و تفسير قرآن و فهم دين روى‏كردى گسسته از عالمان و دين‏شناسان برگزيده و به جاى مطالعه در دين از طريق متدلوژى خاص خود به تأويل و تفسير قرآن از طريق تأويل و متدلوژى علوم تجربى و تفسير به رأى پرداخت و بدينوسيله نوعى انديشه التقاطى در دين را رواج داد كه اولين ثمره آن پيدايش سازمان مجاهدين خلق و گرايش آنان به سوى نديشه‏هاى ماركسيستى است. البته در عين حال اين نهضت با روحانيونى مانند مرحوم شريعتمدارى رابطه خود را مستحكم ساخته و او را به عنوان مرجع معرفى مى‏كردند، ولى هرگز حضرت امام را به عنوان مرجع دينى معرفى نكردند.
5- در جريان اشغال لانه جاسوسى آمريكا كه در واكنش به توطئه‏هاى آمريكا در براندازى نظام صورت گرفت و پس از افشاى اسناد ارتباط برخى از رهبران نهضت آزادى با آمريكا، مانند بازرگان، يزدى، ميناچى، امير انتظام، سنجابى، نزيه، مقدم مراغه‏اى و قطب‏زاده، نهضت آزادى دانشجويان پيرو خط امام را پيرو خط شيطان خواند، (اسناد نهضت آزادى، ج 11، ص 207). 6- در جريان جنگ تحميلى بر عليه انقلاب، نهضت آزادى به جاى پيوستن به صفوف جنگ و مبارزه و يا تشويق مجاهدان جان بر كف، برعكس با دشمنان همسويى نموده و حضرت امام را جنگ طلب معرفى مى‏كردند.گذشته از اختلافهاى فكرى، عقيدتى و نحوه برداشت از اسلام بين رهبران نهضت آزادى با امام (ره) و نيروهاى انقلاب؛ اختلافهاى سياسى در نحوه اداره حكومت، قضاياى انقلاب و حوادث سياسى پس از انقلاب سبب گرديد كه هر روز جدايى و اختلاف بين امام(ره) و نيروهاى انقلاب با نهضت آزادى و رهبران آن در قالب دولت موقت بيشتر شود.در اين جا به برخى از اين اختلافها اشاره مى‏نماييم:
1ـ عدم توجه بازرگان به فرمان نخست وزيرى حضرت امام(ره) مبنى بر استفاده از تمام نيروها و پرهيز از انتخاب اعضاى كابينه از يك گرايش سياسى و گروهى خاص؛ اين اقدام سبب گرديد كه نيروهاى حزب الله، به مخالفت با بازرگان برخاسته و عمل او را غير قابل تحمل قلمداد نمايند.
2ـ امام (ره) نوع حكومت را جمهورى اسلامى مطرح نمودند؛ اما بازرگان و نهضتى‏ها بر حكومت جمهورى دموكراتيك تاكيد داشتند.
پس از تصويب جمهورى اسلامى،در 12 فروردين 1358 توسط مردم و بعدها تصريح قانون اساسى، بر كلمه جمهورى اسلامى و تاييد مردم؛ نهضتى‏ها حتى تا زمان حال نيز، در فراق حكومت دموكراتيك (جمهورى دموكراتيك) سوگوار هستند و اين اختلافِ برداشت بازرگان و نهضتى‏ها در مقابل امام (ره) و انقلابيون درباره جمهورى اسلامى، شكافى عميق براى آغاز اختلافها محسوب مى‏شد.
3ـ مخالفت بازرگان و نهضتى‏ها با مجلس خبرگان و تأكيد و ارائه طرح تشكيل مجلس مؤسسان به جاى آن؛ اين طرح با مخالفت صريح امام، به شكست انجاميد.
4ـ مخالفت با اصل ولايت و حاكميت فقيه و فقه در جمهورى اسلامى ايران.
5 ـ مخالفت با برخى از اصول حقوقى و جزايى اسلام، مانند اصل قصاص و يا حدود و… به دليل مغايرت با حقوق بشر و سازمان‏هاى جزايى بين‏المللى! 6ـ مخالفت با شعار صدور انقلاب.
7ـ مخالفت با حمايت از نهضت‏هاى آزادى‏بخش.
8 ـ مخالفت با چگونگى برخورد با ضد انقلاب و نيز مخالفت با اعدام سران رژيم گذشته.
9ـ مخالفت بر سر چگونگى ارتباط و برخورد با آمريكا و نيز مخالفت با اشغال لانه جاسوسى آمريكا كه در نهايت، سبب استعفاى بازرگان و انحلال دولت موقت گرديد.
10 اختلاف بر سر تفسير سياست نه شرقى و نه غربى امام(ره)؛ ( بازرگان از اين سياست امام، برداشت موازنه منفى دكتر مصدق را داشت). 11ـ مخالفت رهبران نهضت آزادى و دولت موقت با سپاه پاسداران، كميته‏ها و نهادهاى انقلابى.
12ـ ملاقات وزير امور خارجه دولت موقت ـ دكتر ابراهيم يزدى ـ با برژيسنكى، مشاور امنيت ملى كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا، سبب گرديد كه نيروهاى انقلابى به مخالفت صريح با اين جريان برخيزند؛ چرا كه اين ملاقات‏ها سبب خرد شدن چهره ضد استكبارى جمهورى اسلامى مى‏گرديد.
13ـ شركت برخى از نهضتى‏ها، مانند قطب زاده، امير انتظام و ديگران در كودتاى طبس و نوژه. با توجه به وجود چنين اختلافهايى بين امام، نيروهاى انقلابى و حزب الله با رهبران نهضت آزادى، دولت موقت، ملى گرايان و ليبرال‏ها؛ موفقيت و پيروزى با امام(ره) و نيروهاى انقلابى بود، و پس از طى يك بحران، نهضت آزادى، بازرگان و ياران و هواداران او به صورت رسمى از صحنه حكومت ،قدرت و سياست بركنار شدند.
اما اين پايان كار نهضت آزادى نبود؛ زيرا پس از قضاياى دولت موقت و بركنارى جناح ميانه‏روى ليبرال از صحنه سياسى كشور و حاكميت رسمى حزب الله بر كشور از سال 1360، نهضت آزادى رفته رفته از انقلاب، امام و نيروهاى انقلاب دور گشته و تبديل به يك نيروى اپوزيسيون شد و به نوعى در وحدت تاكتيكى و عملى به نيروهاى ضد انقلاب و منافقين نزديك شد و اين نزديكى تا آن جا ادامه يافت كه اعلاميه‏ها و سخنرانى‏هاى رهبران نهضت در روزنامه‏ها، مجلات و راديو و تلويزيونِ ضد انقلاب عراق و آمريكا پخش مى‏گرديد.
گرچه نهضت آزادى با ديگر نيروهاى ضد انقلاب، اعم از چپ و راست، داراى اختلاف فكرى و بينشى بود، اما داشتن هدف مشترك، يعنى مقابله و مخالفت با انقلاب و رهبران آن و به خصوص روحانيت، همه نيروهاى اپوزيسيون را در عمل، به مواضع واحد و مشترك رسانيد.
بنابر اين، در اين مواضع مشترك، نهضت آزادى، در كنار منافقين، ملى گرايان، سلطنت‏طلب‏ها، توده‏اى‏ها و ديگرچپى‏ها قرار گرفت. البته بايد انصاف داد كه اگر نهضت آزادى در مقابله با رژيم گذشته به مبارزه مسلحانه اعتقادى نداشت، در مقابله باجمهورى اسلامى نيز بر عقيده خود ثابت قدم مانده و به روش مبارزه مسلحانه مجهز نشد و تنها به مبارزه سياسى بر ضد جمهورى اسلامى پرداخت.برخى از ويژگى‏هاى فكرى نهضت آزادى عبارت است از:1ـ شيفته و مجذوب فرهنگ و تمدن مغرب زمين.
ـ گرايش و تمايل به ارتباط با آمريكا و غرب.
3ـ اعتقاد به اصالت فرد و آزادى‏هاى فردى.
4ـ علم گرايى و تأكيد بر علوم تجربى و حسى و بى اعتنايى به علوم عقلى و فلسفى.
5 ـ تفسير علمى، تجربى و حسى از قرآن، روايات و متون دينى و تأكيد بر روش تجربى در فهم متون دينى.
6ـ اعتقاد به دين و مذهب، به عنوان امرى فردى، جزيى و تجربى.
7ـ اعتقاد به جدايى دين از سياست (به خصوص پس از حوادث سال‏هاى بعد از انقلاب)
8 ـ نفى حكومت دينى و نظام ولايت فقيه.
9ـ پيروى از انديشه‏هاى دكتر مصدق در عرصه سياست و حكومت.
10ـ پيروى از انديشه تسامح و تساهل در تمام ابعاد و اعتقاد به مدارا و مديريت علمى در مقابل مديريت فقهى.
.11ـ ملى گرايى و ناسيوناليسم افراطى و اعتقاد به مليت و ايران، در مقابل اسلام و به عبارت ديگر تقدم ايران بر اسلام.
12ـ اعتقاد به دموكراسى و آزادى به شيوه غربى. در پايان لازم به ذكر است كه حضرت امام(ره) طى نامه‏اى به وزير كشور وقت (آقاى محتشمى) نوشتند: بسم الله الرحمن الرحيم جناب حجت الاسلام آقاى محتشمى، وزير محترم كشور، ايده الله تعالى در موضوع نهضت به اصطلاح آزادى، مسايل فراوانى است كه بررسى آن محتاج به وقت زياد است.
آن چه بايد اجمالاً گفت، آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت مى‏دهد كه نهضت به اصطلاح آزادى، طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد آن است كه شايد آمريكاى جهان خوار را ـ كه هر چه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملت‏هاى تحت سلطه او دارند از ستم كارى اوست ـ بهتر از شوروى ملحد مى‏دانند و اين از اشتباهات آن‏ها است.
در هر صورت به حسب اين پرونده‏هاى قطور و نيز ملاقات‏هاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آن چه من مشاهده كردم از انحرافات آن‏ها كه اگر خداى متعالى عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند، ملت‏هاى مظلوم، به ويژه ملت عزيز ما، اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مى‏زدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مى‏خورد كه قرن‏ها سر بلند نمى‏كرد و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى، صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانون گذارى يا قضايى را ندارند و ضرر آن‏ها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بى مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويل‏هاى جاهلانه، موجب فساد عظيم ممكن است شوند، از ضرر گروهك‏هاى ديگر حتى منافقين ـ اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان ـ بيشتر و بالاتر است.نهضت آزادى و افراد آن، از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند، از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آن‏ها كه منتشر كرده‏اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى، اميرالمؤمنين، را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، برخلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را ـ نعوذ بالله ـ تخطئه، بلكه مرتد بدانند و يا آن كه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.
نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بى اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، بايد با آن‏ها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.
والسلام على من اتبع الهدى. توفيق جناب عالى را از خداوند تعالى خواستارم روح الله الموسوى الخمينى جهت آگاهى بيشتر ر.ك:1- اشاراتى درباره ليبراليسم در ايران، شهريار زرشناس، انتشارات كيهان، چاپ اول 13782- جريان‏ها و جنبش‏هاى مذهبى سياسى ايران، سال‏هاى 1320 – 1357، رسول جعفريان، نشر پژوهشگاه فرهنگى و انديشه اسلامى، چاپ دوم، 1381علاوه بر احزاب و تشکلهاي فوق برخي جريانات نيز وجود دارد که البته ممکن است با احزاب نامبرده نيز تداخلاتي داشته باشند . نظير :الف . رسالتي اين جريان منسوب به روزنامه رسالت است. پيدايش اين جريان از سال 1364 آغاز و با تأسيس بنياد و روزنامه رسالت در سال 1366 رسميت يافت. مخالفت با دولت ميرحسين موسوي(نخست وزير 1368-1360)، اعتقاد به بخش خصوصي و بازار مهمترين ويژگي بارز اين جريان در آن سال ها محسوب مي شد. اين جريان در دولت، مجلس و ساير مراكز سياسي حضور حداقلي داشته و به عنوان جريان مخالف دولت(جريان موسوم به چپ يا خط امام حاكم در دولت ميرحسين موسوي) مطرح بود.مرحوم آذري قمي، دكتر احمد توكلي، مهندس سيدمرتضي نبوي(مدير مسئول كنوني روزنامه رسالت)، دكتر محمد جواد لاريجاني و ديگران از چهره هاي معروف اين جريان بودند. اين جريان از سازمان دهندگان و فعالان جريان موسوم به محافظه كاران سنتي(راست سنتي) مشهور و آقايان مرحوم آذري قمي و بعدها مهدوي كني و ناطق نوري از رهبران و پدران معنوي اين جريان محسوب مي شدند و روزنامه رسالت سخنگو شاخه مطبوعاتي اين جريان را به عهده داشت.ب. خط امامياين جريان منسوب به خط امام و جريان دولت ميرحسين موسوي و جريان حاكم در دولت در سال هاي 68-1360 است كه مجلس سوم را در اختيار داشت. اين جريان منسوب به جريان چپ(چپ سنتي) در ادبيات سياسي شناخته مي شود. محوريت مجمع روحانيون مبارز(1367)، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي(1370)، انجمن هاي اسلامي دانشجويان، معلمان، مدرسين، پزشكان، مهندسان، فرهنگيان و … در اين جريان قرار مي گيرند.دفتر تحكيم وحدت(در دوره هاي 1367-1360) معروف ترين جريان خط امام در ادبيات سياسي شناخته مي شود. جريان اشغال سفارتخانه آمريكا(لانه جاسوسي) جريان دانشجويان پيرو خط امام و … از ديگر ويژگي هاي اين جريان محسوب مي شود.جريان خط امامي يا چپ سنتي(ارزشي) در دهه 60 در حاكميت و حكومت حضور داشت اما در دهه 70(76-68) كم كم در حاشيه قدرت قرار گرفت.موسوي خوييني ها،‌ مهدي كروبي، محمد خاتمي، محتشمي، بهزاد نبوي و … معروف ترين چهره هاي اين جريان بوده و مهدي كروبي،‌ موسوي خوئيني ها، محتشمي و … به عنوان رهبران و پدران معنوي اين جريان شناخته مي شدند.روزنامه هاي سلام(1369)، بيان(1369)، هفته نامه عصر ما و … به عنوان شاخه مطبوعاتي و سخنگويي اين جريان را به عهده داشت.د. راست مدرنراست مدرن انشعاب از دل راست سنتي ارزشي محسوب مي شود. در ادبيات سياسي دولت آقاي هاشمي رفسنجاني و همكاران ايشان به راست مدرن شناخته مي شوند. اوج راست مدرن را بايد در پيدايش حزب كارگزاران سازندگي(1374) دانست. راست مدرن(اصلاح طلب) مجموعه ايي از جريان روشنفكري، كارگزاران اقتصادي، صنعتي و اجرايي كشور اطلاق شد كه گرايش به تكنوكرات ها يا فن سالاران دارند و به عمل گرايان و مصلحت انديشان مشهور شدند.جريان راست مدرن با گرايش به سازندگي و توسعه اقتصادي به عنوان جريان معتدل چپ سنتي و راست سنتي، خود را مطرح ساخت. اين جريان ميانه با چرخش به چپ يا راست تغيير جهت مي دهد. و با جريان هاي راست يا چپ ائتلاف مي نمايد.اين جريان اداره دولت سازندگي و دولت پس از جنگ را بر عهده داشت. افرادي همانند هاشمي رفنسجاني، حسن روحاني،‌ عبدالله نوري، كرباسچي، مهاجراني، محمدعلي نجفي، مرحوم نوربخش و … از چهره هاي معروف و آقاي هاشمي رفنسجاني به عنوان پدر معنوي اين جريان محسوب مي شود.
روزنامه همشهري و ايران( در دوره هاي 77-1370)، روزنامه اطلاعات(80-70)، روزنامه زن(فائزه هاشمي)، هم ميهن(دوره قديم)، كرباسچي و … وظيفه سخنگويي و شاخه مطبوعاتي اين جريان محسوب مي شدند.ه. چپ مدرناصطلاح چپ مدرن تعريف مشخصي ندارد و در جامعه ايراني به گروه هاي مختلف و حتي متعارضي اطلاق مي شود. اين جريان در مقابل چپ سنتي(ارزشي) قرار دارد و با ويژگي هاي ذيل شناخته مي شود:جريان چپ مدرن، بازآفرين انديشه چپ راديكالي و اصلاح ، تغيير، تحول و استحاله چپ قديم يا سنتي محسوب مي شود، چپ مدرن يا جديد به جريان هاي تحت عنوان حزب الله اطلاق مي شده است. انجمن هاي اسلامي دانشجويي،‌ عدالت خواه و مستقل و انشعابي هاي از دفتر تحكيم وحدت از سال هاي 75-65، و برخي جريان هاي ديگر.
(ر.ك: جناح بندي سياسي در ايران، سعيد برزين ص58-55-95 و نيز جناح هاي سياسي در ايران امروز ص39-23)اين جريان هيچ گاه در قدرت و حاكميت(دولت، مجلس، قوه قضائيه) حضور نداشت و معمولا به عنوان جريان انتقادي شناخته مي شده است. اين جريان رهبر يا رهبران يا پدر معنوي ندارد. مهمترين ويژگي چپ مدرن تأكيد بر عدالت و انتقاد از دولت ها معروف است.(برخي پيدايش جريان دوم خرداد و حزب مشاركت را چپ نو يا مدرن مي نامند! ر.ك: ص135. اطلاعاتي درباره احزاب و جناح هاي سياسي …).و. چپ سنتي در اين زمينه به خط امامي مراجعه شود.جهت آشنائي دقيق با احزاب وتشكل هاي سياسي در ايران و اطلاعات پيرامون آن مي توانيد به منابع زير مراجعه نماييد :- شناسنامه احزاب سياسي ايران, نوشته محمد رضا ناظري, قم: انتشاران پارسيان 1382.- شناسنامه احزاب وتشكل هاي سياسي در ايران نوشته مديريت تشكل هاي سياسي وزارت كشور و….. مراجعه نمايد.- سايت اطلاع رساني خانه احزاب ايران، فهرست مهم ترين گروه‌هايي كه تحت نام ((حزب)) فعاليت مي‌كنند عبارت است از: حزب اسلامي كار، حزب اعتدال و توسعه ،،حزب تمدن اسلامي ،حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي ،حزب كارگزاران سازندگي ايران ،حزب موتلفه اسلامي ، حزب همبستگي ايران اسلاميو …و ساير گروه‌ها نيز تحت عناويني چون: انجمن – تشكل – جمعيت – جامعه و… فعاليت دارند.
در پايان در رابطه با جريان هاي سياسي و آشنايي با احزاب و جناح هاي سياسي كشور مطالعه منابع و كتابهاي زير مفيد خواهد بود:
جريان شناسي سياسي/نويسنده حسين عبد اللهي فر ، پايگاه اينترنتي بصيرت.
جريان شناسي و غرب شناسي،مرکز تحقيقات سپاه ، سايت طوبي
جمعيت مؤتلفه اسلامي، لطفعلي لطيفي پاكده، تحسين
جامعه شناسي سياسي- احزاب، سازمان مجاهدين، نوشته عبدالله شمسي، تحسين
شناسنامه احزاب سياسي ايران، محمدرضا ناظري، پارسايان
احزاب و سازمان هاي سياسي و عملكرد آنها در خراسان، حسين الهي، فردوسي مشهد
مباني تحزب در انديشه سياسي اسلام، سجادي، قم، بوستان كتاب
تاريخچه احزاب و حزب دموكرات ايران، صفر زماني، واژه آرا
شناسايي سازمان ها و تشكل هاي احزاب سياسي ايران، وزارت كشور
تحليلي بر جريان ها و جناح هاي سياسي در ايران معاصر، محمد رضا حسين زاده، نشر نيكتا
تشكل هاي سياسي در آينه مطبوعات، حسن وقوفي، زهد
چالش هاي توسعه سياسي، سيد عبدالعلي قوام، قومس
جناح ها و احزاب سياسي در ايران، حجتي

ضمنا براي اطلاع از اساسنامه و اسامي تشكيل دهندگان و دبير حزب مربوطه مي‌توانيد به سايت اطلاع رساني خانه احزاب ايران به آدرس:/www.ir-ph.org مراجعه نماييد (البته برخي از صفحات اين سايت کامل نشده است). براي دريافت ليست احزاب به صورت فايل نيز مي توانيد از سايت وزارت کشور استفاده نموده http://www.moi.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=0589d5b1-4f2f-4e4e-90c0-fc80ae138404و آن را در محيط word مشاهده نماييد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100117263)

منبع : سراج نت

بدون پاسخ برای "جریان شناسی سیاسی کامل پس از پیروزی انقلاب اسلامی"

نوشتن نظر


  • admin: سلام فقط کافیست بر روی لینک دانلود کنید تا جزوه مورد نظر دانلود شود با تشکر
  • Arad: سلام فایل هارو کجا باید دانلود کنیم؟

آمار گیر سایت