نشریه موعظه خوبان شماره 150

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 21 اکتبر 2016

قال علی عليه السلام : اِمحَضْ اخاكَ النصيحَةَ، حَسنةً كانَت اَو قبيحةً.   /    (فهرست غرر، ص 381)

برادر خود را به راستي و خالصانه نصيحت كن خواه براي او خوشايند باشد يا نباشد.

همه ما مکلّفیم !

 امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است. یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد بر دیگری[نه]. همۀ ما مکلّفیم همانطور که مکلّفیم که خودمان را حفظ کنیم و خارج کنیم از ظلمت به نور، مکلّف هستیم که دیگران را هم همین طور دعوت کنیم. هر مقدار که می‏توانیم. شما نباید بگویید که خوب، من که خطیب نیستم، من که اهل منبر نیستم، من که اهل محراب نیستم. شما اهل این هستید که در خانواده‏تان با آن پسرتان و با آن دخترتان و با آن عیالتان، با آن کسی که رفیق شما هست، می‏توانید که حرف را بزنید. همین مقدار شما مکلّفید. اگر انسان دید معصیت خدا می‏شود، باید جلویش را بگیرد. نگذارد معصیت خدا بشود.

[ امام خمینی – ره 1358/10/02 قم در حضور کارکنان بخش خبر و جهاد سازندگی در صدا و سیما ]

بهترین توشه !

عن الصادق جعفر بن محمدٍ،عن ابیه،عن جده علیهم السلام : قال : لَمّا أشرَف امیرُ المؤمنین علیه السلام الی المقابر ، یا اهل التربة ! و یا اهل الغربة! أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ – وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ- فهَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ- ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ- أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ- لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى ( امالی شیخ صدوق ، ص 169 )

 هنگامی که حضرت از قبرستانی عبور می کردند … خطاب به مرده هایی که در این قبرستان به خاک سپرده شده بودند چنین فرمودند یا اهل التربه ! و یا اهل الغربه! ( اى ساكنان ديار غربت، اى تنهاشدگان، اى بى همدمان! ) غربت عالم برزخ برای کسی که وارد آن عالم می شود چیز عظیم و هائلی است…. هیچ چیزِ آن شبیه این نشئه ای که در آن زندگی می کردیم ، نیست. حال اگر عذاب الهی هم همراهش باشد که واویلاست. خانه ای که زحمت کشیدید و با ذوق و شوق آن را ساختید ، (یا با زحمت بسیار) آن را خریدید این خانه الان دستِ دیگران است و (دیگران) در آن زندگی می کنند! همسرانتان ازدواج کردند ، پیوند زناشویی شما تمام شد ، پیوندهای جدیدی در دنیا شروع شد. پول ها و اموالی که جمع کرده بودید و به آنها دل بسته بودید ، تقسیم شد.این نشان از بی اعتباری ِ زندگی است.فهَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا می فرماید : خبرهای ما برای شما این بود . فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ؟ خبرهای شما برای ما چیست؟ سپس حضرت خطاب به همراهانشان فرمودند : أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ اگر می توانستند با شما حرف بزنند به شما می گفتند : لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى بهترین توشه برای این منزل غربت و تنهایی و هموم و غموم گوناگون که بیش از همه چیز بدرد انسان می خورد تقواست.

[ شرح حدیث از امام خامنه ای مدظلّه العالی در مقدمه درس خارج ، 16/09/1393 ]

یاحسین !

 در اثر تبلیغات مسمومی که برخی اوقات علیه آیت الله شاه آبادی استاد اخلاق امام داشتند سعی می کردند، دوست داران و مریدان آقا را نسبت به ایشان بدگمان کنند. به طور مثال یکی از تجار تهران که دو سه سالی بود خدمت آقا نمی رسید تعریف می کرد که من به شدت به آقا علاقمند بودم تا این که یک مرتبه کسی از من سؤال کرد تو شب‌ها کجا می روی؟ گفتم: درس اقای شاه آبادی در مسجد جامع. گفت: درس ایشان می روی؟! این توحید می گوید! طرز گفتنش طوری بود که من فکر کردم آقا کفر می گوید و دیگر خدمت ایشان نیامدم، چون این قدر بد مطلب به من القاء شده بود. بعد فکر کردم خوب آقای شاه آبادی اگر توحید نگوید، چه بگوید؟ و چند وقت بعد خواب دیدم قیامت شده و در صحرای قیامت جمعیت زیادی در آتش بودند. طبقه طبقه، مثل پله های استادیوم ورزشی، آتش بود و همه در این آتش بسیار عجیب می سوختند، وقتی که این جمعیت در درون آتش چشمشان به من افتاد صدایم زدند، فلانی به دادمان برس. گفتم: من برایتان چکار کنم؟ گفتند: باید بروی پیش آقای شاه آبادی، یک ذکر بگیری و ما را نجات بدهی. گفتم آقای شاه آبادی را کجا پیدا کنم؟ گفتند در آن باغ. دیدم باغ بزرگی است و وارد آن شدم و آقای شاه آبادی را دیدم که در یک سالن بزرگ و مرتب نشسته اند. وقتی قضیه را برایشان گفتم ایشان فرمودند: برو به آنها بگو من ذکری اعظم از ذکر یا حسین ندارم، من هم آمدم به آن جمعیت گفتم و آن ها یک یا حسین گفتند و همه نجات پیدا کردند. بعد از خواب پریدم و فهمیدم اشتباه کردم. وقتی آقای شاه آبادی این مطلب را شنیدند، فرمودند بُعدی ندارد که یا حسین علیه السلام یکی از اسماء الهی باشد.»

[ آسمانی ، شرح زندگانی آیت الله شاه آبادی ، هیات تحریریه موسسه فرهنگی شمس الشموس چاپ نهم ،1388 ، ص 88]

اول ای جان دفعِ شرِّ موش کن

 (خداوند) عمل را از چه کسی قبول می کنه ؟ ” إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين “ از کسی قبول می کنه که با تقوا باشد؛ از خدا بترسد ، چشمش را حفظ کند ، گوشش را حفظ کند ، زبانش را حفظ کند ،… در دلش غیر خدا را راه ندهد. ما چرا عبادتمان قبول نمی شود؟! برای اینکه موشِ دزد داریم! یه شعری در معراج السعاده ( از مولوی) آمده که :

گرنه موش دزد در انبان ماست         گندم اعمال چِل ساله کجاست ؟
اول ای جان دفعِ شرِّ موش کن         وانگهی در جمع گندم جوش کن

یه نفر گندمها را تو انبار میریزه، امّا انبار پر از موش است، گندمها را می خوره. شاعر به ‌‌او میگه اول موش‌ها را از بین ببر بعد گندم توی انبار بریز والا تو که گندم میریزی فایده اش چیه؟ موشها می آیند اونا را از بین می برند. گناه هم موشه، وقتی آدم گناه بکند، این گناه اون عبادت آدم را از بین می برد! یعنی ما که سی سال نماز خواندیم ولی نورانی نشدیم و لذتی از عبادت نمی بریم موشِ دزد داریم . لذا شاعر می گه : گرنه موش دزد در انبان ماست / گندم اعمال چِل ساله کجاست ؟ چهل سال نماز خواندیم پس چرا چیزی نشدیم؟! چون موشِ دزد داریم ، موش دزد گناه است. بعد شاعر نصیحت می کنه اول ای جان دفعِ شرِّ موش کن/ وانگهی در جمع گندم جوش کن؛ یعنی اول گناه را کنار بگذار بعد عبادت کن آن وقت نورانی می شوی.

[ از فرمایشات آیت الله مجتهدی تهرانی ، پیاده شده از سخنرانی ایشان در لوح فشرده گناه و گناه شناسی ، معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی ]

باید به فرزندانم دیکته بگویم !

 یک روزِ جمعه خدمت آیت الله شهید دکتر بهشتی رسیدیم و گفتیم: یکی از مقامات سیاسی خارجی به تهران آمده، از شما تقاضای ملاقات کرده است. ایشان نپذیرفت و گفت: من این ملاقات را نمی پذیرم، مگر این که امام به من تکلیف بفرمایند، ولی اگر ایشان این تکلیف را نمی کنند، نمی پذیرم؛ چون برای خودم برنامه دارم و امروز که جمعه است، متعلق به خانواده من است. در این ساعات باید به فرزندانم دیکته بگویم و در درس ها به آنها کمک کنم و به کارهای خانه برسم؛ چون روز جمعه ی من، مخصوص خانواده است.

[ غلامعلی رجایی، سیره شهید دکتر بهشتی، نشر شاهد، ص 70، به نقل از: حسن نجفی. ]

کسی می تواند از سیم خاردار های دشمن عبور کند که …

 کریم مطهری همرزم شهید علی چیت سازیان [ فرمانده اطلاعات وعملیات لشکر انصارالحسین(ع) ] می گوید : از گشت برگشتم، خسته و درمانده که جواب علی آقا رو چی بدم. چند بار از دمدمای غروب تا کلّه ی سحر رفته بودم مسیر رو شناسایی کنم اما همون ابتدای کار با بچه ها می خوردیم به میدان مین و موانع. علی آقا وضعیت تنگه ی سومار رو می خواست، یعنی خیلی جلوتر از اونجا که ما کُپ می کردیم. مسئول تیم شناسایی بودم. گزارش رو باید من می دادم، اما چطوری؟! گفتم: “نمیشه” جواب نداد. گفتم: “چند بار رفتم، از هر طرف سیم خاردار داره و میدان مین.” معلوم بود که یک کم عصبی شده. آخه وقتی غیرتی می شد، چشمای سبزش رو می دوخت به یه گوشه. داشتم عذر و بهانه می آوردم که فریاد زد: “مگه ما امام زمان(عج) نداریم؟!” این رو با تمام وجودش فریاد کرد. و گفت: “همین الان بریم.” مات و درمانده گفتم: “حالا؟ توی روز روشن؟!” گفت: “همین الان!” و رفتیم و شد.! از سخنان معروف این شهید این است که : کسی می تواند از سیم خاردار های دشمن عبور کند که در سیم خاردار های نفس خود گیر نکرده باشد.

[حمید حسام ، دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان) ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، 1385]

 

 

 

یک استفتاء

سوال: بنده مبلغی پول به کسی قرض داده بودم که بازپرداخت آن بعد از سال خمسی‌ام بود و طبق نظر حضرت‌عالی بنا بود موقع گرفتن پول، خمس آن را بدهم. ولی کسی که پول را قرض گرفته بود، به طور توافقی به جای آن به بنده وسیله‌ای داد (یک دستگاه خودرو). مستدعی است بفرمایید حکم خمس آن چگونه است. آیا باید بلادرنگ آن را بپردازم یا در زمان دیگر؟
جواب: 
 واجب است فوراً خمس آن مقداری را كه متعلّق خمس بوده، بپردازيد.

[ اجوبة الاستفتائات، سؤال 70 ]

دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید

دریافت نشریه برای چاپ رنگی

منبع : سراج نت

 

بدون پاسخ برای "نشریه موعظه خوبان شماره 150"

نوشتن نظر


  • admin: سلام با تشکر از شما . مطلب خواسته شده در سایت قرار گرفت. از دیدگاه شما سپاس گزارم.
  • SVD: سلام. تشکر از ادمین مطالب سایت عالیه.عکس های میدون تیر چی شد؟
  • Ali: عجب انتخابی ،حضرت آقا داشتند... فتبارک الله احسن الخالقین

آمار گیر سایت