خبرنگاری که پشت دوربین فیلمبرداری میان آتش و خون خدایی شد

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 15 سپتامبر 2016

به گزارش ” پایگاه اطلاع رسانی سپاه ثارالله ” غلامرضا آتشی گوهری سال ۱۳۳۲ در شهر کرمان به دنیا آمد.  تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد و پس از استخدام در نیروی هوایی با سمت اپراتور رادار مشغول به کار شود.

 

مدتی آنجا شاغل بود؛ اما به دلیل فعالیت‌ها و تبلیغات مذهبی مجبور شد که از نیروی هوایی استعفا دهد تا بتواند گسترده‌ترعمل کند؛ ولی استعفایش را قبول نکردند و بالاجبار فرار کرد.

به مدت یک سال در زندان قزل قلعه زندانی بود

بعد از دو هفته دستگیر و به مدت یک سال در زندان قزل قلعه زندانی شد. با پیروزی انقلاب آزاد شد. بعد از انقلاب برای تشکیل کمیته انتظامات کرمان، تاسیس شعبه سازمان تبلیغات اسلامی و تشکیل کلاس های عقیدتی و علوم قرآنی زحمات زیادی کشید. از سال ۵۹ به خدمت آموزش و پرورش در آمد و در کنار تدریس، همکاری خود را با صدا و سیمای مرکز کرمان آغاز کرد.

 

وی به‌عنوان گزارشگر و فیلمبردار برای به تصویر کشیدن حماسه‌های جنگاوران مومن به سپاهیان الهی پیوست. همکاری با روزنامه رسالت بعنوان خبرنگار نیز از فعالیت‌های او محسوب می‌شود. غلامرضا پس از مدتها تلاش و کوشش در هفدهم بهمن ماه شصت و پنج هنگام فیلمبرداری از لحظه‌لحظه‌ی شجاعت‌های رزمندگان مسلمان ایرانی در عملیات کربلای ۵، نخل قامتش همچون نخل های بلند سرزمین خوزستان در میان آتش و خون خدایی شد.

 

عباس سالاری همرزم شهید روایت می کند: شهید آتشی گوهری تعدادی عکس در جبهه گرفته و چاپ کرده بود. در شرایطی بودیم که حتی ۱۰ قاب برای برپایی نمایشگاه نداشتیم. شهید تعدادی تخته سه لایه و فیبر فراهم کرد و به اندازه عکسها برش داد و عکسها را با دقت روی آنها چسباند و با استفاده از تخته جعبه (صندوق میوه) دور آنها زهی نصب و نمایشگاه عکس را راه‌اندازی کرد. ابتدا در سازمان تبلیغات و بعد در شهرستانهای دیگر، عکسها را به معرض نمایش درآورد که خوشبختانه مورد استقبال بازدید کنندگان قرار گرفت.

 

تصمیم گرفت تعدادی تفنگ را با استفاده از چوب بسازد

هفته دفاع مقدس بود، دوست داشت در این هفته کاری انجام دهد. بزرگترین خصوصیت شهید آتشی گوهری این بود که بدون امکانات کارهای بزرگی انجام می داد و با حداقل امکانات به دنبال کارهای تاثیرگذار بود.

 

تصمیم گرفت تعدادی تفنگ را با استفاده از چوب بسازد؛ که ۱۴ الی ۱۵ تفنگ ساخت و آنها را در وسط خیابان قرار داد تا با این اقدام هفته دفاع مقدس را گرامی بدارد.

 

سید ابراهیم یزدی از همرزمان شهید، روایت می کند: شهید غلامرضا آتشی گوهری از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران قبل، حین و بعد از انقلاب بود در این رابطه خدمات وی برای افرادی که در آن زمان با ایشان در ارتباط بودند کاملا مشهود و ملموس بود.

 

هر بار که می آمد دوربین فیلم‌برداری و امکانات مربوطه را با خود به همراه می آورد و در مدت حضور، سخت مشغول کار و فعالیت بود آن هم با وسایل و امکانات آن دوران که هم سنگین بودند و هم دست‌وپاگیر چرا که دوربین های فیلم‌برداری آن دوران به جز دوربین، کیف پرتابل آن هم می بایست روی دوش قرار گیرد که مقداری هم سنگین بود، آن وقت می بایست در آن وضعیت، فیلم‌برداری هم می کرد.

 

آخرین باری که دیدمش در اوج عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه بود

آخرین باری که دیدمش در اوج عملیات کربلای ۵ درمنطقه شلمچه بود. گردانهای لشکر ثارالله در حال عملیات بودند و بنده هم بر اساس وظیفه کاری، چندین گروه فیلم‌برداری که از جاهای مختلف آمده بودند را در منطقه عملیاتی به کار گرفته بودم و هر کدام از آنها صحنه های مختلف جنگ، حماسه و ایثار را به تصویر می کشیدند.

 

فیلم‌برداری در شرایط جبهه کار سختی بود

فیلم‌برداری درشرایط جبهه کار سختی بود؛ چرا که می بایست بدون حفاظ و اسلحه کار را انجام دهی و مواظب خودت هم باشی که آسیب نبینی؛ آن هم در منطقه عملیاتی کربلای ۵ که وجب به وجب آن را دشمن با انواع سلاح های سبک و سنگین شخم زده بود و حجم آتش به حدی بود که امکان هرگونه حرکتی را از افراد سلب می کرد. با وجود این رزمندگان سخت در نبرد بودند و افرادی همچون شهید آتشی گوهری مشغول ضبط این حماسه و ایثار بودند.

 

در حال فیلم‌برداری مورد اصابت ترکش و گلوله دشمن قرار گرفت

شهید آتشی گوهری به منطقه شهرک دوعیجی اعزام شد تا کار ضبط تصاویر را در آنجا انجام دهد. غروب شد، همراهان شهید با دوربین و وسایل او و اوضاع به هم ریخته و خاکی آمدند. اما غلامرضا با آنها نبود. وقتی سوال شد، گفتند: در حال فیلم‌برداری مورد اصابت ترکش و گلوله دشمن قرار گرفت و به آسمانها پرواز کرد.

 

شهادت وی که عنصری فعال، سختکوش و با ایمان بود، برای همرزمانش سخت و ناراحت‌کننده بود و از طرفی برای خودش که رسیدن به لقاءالله بود لذت‌بخش و شادی‌آفرین.

منبع : سپاه ثار الله استان کرمان

بدون پاسخ برای "خبرنگاری که پشت دوربین فیلمبرداری میان آتش و خون خدایی شد"

نوشتن نظر


  • رضا جعفرزاده: بابا ایول بر برادر غیور و پرتلاش آقای متصدی زاده {خسته نباشید}
  • admin: سلام. ممنون از دیدگاهی که دادید. شاد و پیروز و سربلند باشید. با تشکر
  • علی: سلام.جملات و نکات بسیار باحال و به جا و به موقعی رو ثبت کردین. ممنون از شما

آمار گیر سایت