جنگ های منطقه غرب آسیا

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 08 سپتامبر 2016

جنگ های منطقه غرب اسیا

خاورمیانه یکی از مهیج ترین مناطق جهان است که ناظر دگرگونی ها و موقعیت های سیاسی و دو جنگ مهم بود.

جنگ شش روزه
جنگ شش روزه سال 1967 با شکست اعراب روبرو شد و اسرائیل توانست کرانه باختری و بلندی های جولان را به تصرف خود درآورده و مشکلات طولانی زیادی را به وجود آورد. فلسطین در مقابل دولت عبرانی قرار گرفت و بعضی از دولت های عربی از توسل به تروریسم بین المللی کوتاهی نکردند. جنگ کیپور نتایج اسف باری به دنبال داشت که نتایج آن در سال 1973 بر نفت سنگینی و جریان اقتصاد جهان را دگرگون کرد.

بعد از بحران کانال سوئز در سال 1956 کلاه آبی های سازمان ملل متحد در طول مرز مشترک اسرائیل و مصر و شرم الشیخ مستقر شدند. موقعیت کلاه آبی ها در صحرای سینا، خلیج عقبه و به خصوص نزدیک تنگه تیران و بندر ایلات تنها راه ارتباطی اسرائیل به دریای سرخ تقویت شد و صلح ناپایداری که در پایان جنگ به وجود آمده بود مورد تأیید قدرت های بزرگ منطقه قرار گرفت. در همین زمان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی روابط خود با مصر به رهبری ناصر را عمیق تر کرد و ایالات متحده امریکا جای فرانسه به عنوان حامی دولت اسرائیل را گرفت.
جمال عبدالناصر در هیجدهم مه 1968 از سیتهو اوتانت دبیر کل سازمان ملل متحد درخواست کرد تا نیروهای حافظ صلح سازمان ملل صحرای سینا در خاک مصر و به خصوص ناحیه شرم الشیخ را ترک کنند و بعد از آن رفت و آمد اسرائیلی ها در خلیج عقبه ممنوع اعلام شد. دولت مصر از طرف اتحاد جماهیر شوروی، سوریه و اردن حمایت می شد ولی اسرائیل با حمایت امریکا برنده جنگ بود.
در پنجم ژوئن جنگ پیشگیرانه با حمله نیروی هوایی اسرائیل شروع و به پیروزی این کشور خاتمه یافت. ارتش اسرائیل به طرف صحرای سینا پیشروی کرد، غزه را در غرب و شرم الشیخ را در شرق سینا متصرف و در ساحل شرقی کانال سوئز مستقر شده و محاصره خلیج عقبه را از بین برد. اسرائیل در هفتم ژوئن به طرف شمال شرقی کرانه باختری رود اردن و شرق شهر قدیمی بیت المقدس که تا آن زمان در اختیار اردن بود حمله را شروع کرد. در همین زمان بلندی های جولان متعلق به سوریه را متصرف شد. اسرائیل تا زمانی که صلح برقرار نشد در حال پیشروی و فتح سرزمین مجاور خود در طول کانال سوئز بودند. مصر در هشتم و سوریه در دهم ژوئن تسلیم آتش بس شدند. دولت اسرائیل بعد از صلح در این جنگ نواحی کرانه باختری رود اردن، بلندی های جولان و شرق بیت المقدس یعنی حدود بیست هزار و سیصد کیلومتر مربع بر وسعت خود افزوده بود که بعد از آن وسعت اسرائیل به یکصد و دوهزار و چهارصد کیلومتر مربع رسید. مجلس اسرائیل با وجود مخالفت های سازمان ملل متحد و قدرت های جهانی حاضر به عقب نشینی از سرزمین های تحت تصرف خود نشد.
مذاکرات در سازمان ملل متحد و خارج از آن ادامه داشت. در بیست و دوم نوامبر 1967 قطعنامه دویست و چهل و دو علیه اسرائیل صادر و طبق تفسیر متن فرانسوی آن از اسرائیل خواسته شد تا از کلیه سرزمین های اشغالی، عقب نشینی کند. تفسیری که در متن انگلیسی قطعنامه انجام شده نشانگر آن است که از اسرائیل خواسته شده بود تا از بعضی از سرزمین های اشغالی عقب نشینی کند و تأکید شده بود که زندگی در صلح و آرامش در داخل مرزهای مطمئن و شناخته شده هر دولت منطقه حق آن هاست.
جنگ شش روزه از دیدگاه اسرائیل هرچند که فتوحاتی در پی داشت ولی بسیار مبهم و مشکلاتی برای این سرزمین به دنبال داشت، زیرا مورد خشم و نفرت کشورهای عربی قرار گرفته بود که در فکر تصاحب مجدد سرزمین های خود بودند و اسرائیل واقعاً نمی دانست با این سرزمین ها چه کاری می تواند انجام دهد.
راه های مختلفی برای حل مشکل موجود مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت. اولین اقدام ژنرال دوگل علیه کشور متجاوز، تحریم برای فروش هواپیما و قطعات یدکی به اسرائیل و تصمیم هایی با شرکت چهار قدرت بزرگ اروپایی بود که اعراب و اسرائیل از آن استقبال کردند. سازمان ملل متحد تصمیم گرفت یک نفر میانجی برای حل مشکلات به منطقه روانه کند؛ گونار یارینگ (1) سفیر سوئد در سازمان ملل مأمور و به منطقه اعزام شد. وی در این سفر پیشنهاد کرد تا اسرائیل از سرزمین های اشغالی عقب نشینی کرده، آزادی دریانوردی در دریای سرخ را تضمین و رفت و آمد کشتی های اسرائیلی در کانال سوئز را آزاد و راه حل مناسبی برای پناهندگان فلسطینی به وجود آید. این مأموریت هم با وجود تلاش های زیادی که صورت گرفت مورد قبول واقع نشد.
امریکا در جنگ شش روزه معتقد به عدم توازن به نفع اسرائیل بود و به همین دلیل فعالیت های سیاسی گسترده ای را شروع کرد. ویلیام راجرز وزیر امور خارجه وقت امریکا مذاکرات محدودی را با هر یک از طرفین متخاصم برای آتش بس واقعی آغاز کرد. اسرائیل و مصر در دو طرف کانال سوئز جنگ فرسایشی از قبیل تیراندازی به طرف مقابل و عملیات محدود را شروع کرده بودند. ویلیام راجرز توانست در مأموریت خود آتش بس را در هفتم اوت 1970 برقرار کند که در مارس 1971 دوباره شروع شد. توافق راجرز تجدید نشد ولی درگیری ها به تدریج از بین رفت. سه سال تمام طول کشید تا توقف کامل درگیری ها بعد از جنگ شش روزه به وجود آید.

جنگ و درگیری های اعراب و اسرائیل
1896
تئودور هرتصل (1806-1904) کتابی به نام دولت یهود در سال 1896 منتشر کرد.
1916
توافق های سیکس-پیکو.
نوامبر 1917
اعلامیه بالفور
1919
سرزمین فلسطین تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفت.
1939
کتابنامه سفید بریتانیا درباره فلسطین (گزارش دولت).
29 نوامبر 1947
طرح تقسیم سرزمین فلسطین توسط سازمان ملل متحد قطعنامه صد و هشتاد و یک.
14 مه 1948
اعلام رسمی تشکیل دولت اسرائیل (در شرق مدیترانه).
مه 1948 تا ژوئن 1949
اولین جنگ اعراب و اسرائیل.
26 ژوئیه 1956
جمال عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد.
22-24 اکتبر 1956
توافق های سری سور.
29 اکتبر تا 6 نوامبر 1956
دومین جنگ مصر و اسرائیل (ارتش اسرائیل به کانال سوئز حمله کرد).
15 نوامبر 1956
ورود نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد.
19 مه 1967
ناصر خواستار خروج نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل شد و تنگه تیران را محاصره کرد.
5-10 ژوئن 1967
سومین جنگ اعراب و اسرائیل (ارتش اسرائیل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و بلندی های جولان را متصرف شد)
22 نوامبر 1967
تصویب قطعنامه 242 سازمان ملل متحد و ابلاغ به اسرائیل.
1969
یاسر عرفات رئیس «سازمان آزادی بخش فلسطین» شد.
28 سپتامبر 1970
مرگ جمال عبدالناصر.
6 تا 22 اکتبر 1973
چهارمین جنگ اعراب و اسرائیل.
19-21 نوامبر 1977
دیدار سادات از اسرائیل.
سپتامبر 1978
مذاکرات کمپ دیوید با شرکت کارتر، سادات و بگین.
26 مارس 1979
پیمان صلح مصر و اسرائیل.
6 ژوئن 1982
عملیات پیشنهاد صلح «جلیل» توسط اسرائیل در لبنان.
دسامبر 1987
شروع انتفاضه در سرزمین های اشغالی.
نوامبر 1988
سازمان آزادی بخش فلسطین ایجاد دولت فلسطین را اعلام و قطعنامه دویست و چهل و دو را پذیرفت.
اکتبر1991
شروع مذاکرات مادرید.
13 سپتامبر 1993
توافق های اسلو که در واشنگتن به امضا رسید و شناخت دول های اسرائیل و فلسطین.
17 اکتبر 1994
پیمان صلح اردن و اسرائیل.
سپتامبر 1995
توافق های دوم اسلو.
23 اکتبر 1998
توافق های وای ریور در مریلند: برگرداندن سرزمین های فلسطینی ها به آن ها.
ژوئیه 2000
شکست کمپ دیوید دوم.
سپتامبر 2000
شروع انتفاضه جدید.
دسامبر 2000- ژانویه 2001
طرح کلینتون و مذاکرات طابا.
مارس – آوریل 2002
اشغال تدریجی نوار غزه و ایجاد دیوار حائل.
آوریل 2003
شروع پیشنهاد «نقشه راه».
سپتامبر 2005
تخلیه نوار غزه.
تابستان 2006
عملیات «مجازات مناسب» اسرائیل در لبنان.
بهار 2007
محاصره نوار غزه توسط اسرائیل.
یکی دیگر از جنبه های سیاست امریکا مقررات جدید برای توازن فروش تسلیحات بود و به همین دلیل تلاش کرد از فروش تسلیحات به هر یک از طرفین جنگ خودداری کند و اگر هم به یکی از متخاصمان تسلیحاتی فروخته شود باید توازن کامل بین طرفین وجود داشته باشد. امریکا در این مورد موفقیت چندانی نداشت و فرانسه هم که مدعی فروش سلاح به کشورهای در حال جنگ یعنی کشورهای هم مرز و مجاور اسرائیل نبود، یکصد هواپیمای میراژ به لیبی فروخت که مورد اعتراض آمریکا و خشم و انزجار اسرائیل قرار گرفت، زیرا خرید این هواپیماها به منظور استفاده مصری ها صورت گرفته بود. اسرائیل در مقابل فروش میراژ به لیبی، درخواست خرید هواپیماهای مدرن فانتوم ساخت آمریکا را کرد که امریکا به تدریج آن ها را به اسرائیل تحویل داد.

مشکل فلسطین
جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل نه تنها مشکلی از منطقه را حل نکرد بلکه در تمام منطقه بی ثباتی به وجود آورد که بعد از آن خشونت های کم و بیش زیادی را به دنبال داشت. این جنگ بر تشدید مقاومت فلسطینی هایی که بعد از سال 1964 در حال مبارزه بودند، افزود. منشور «سازمان آزادی بخش فلسطین» در اولین کنگره سازمان تدوین گردید که در ژوئن 1968 مجدداً مورد بررسی قرار گرفت و تقسیم سرزمین فلسطین به دو دولت فلسطینی و اسرائیلی پذیرفته نشد.
مشکل واقعی فلسطین در سال 1967 به وجود نیامده بلکه جنگ شش روزه اوضاع را وخیم تر کرده بود. اردن تا سال 1967 صاحب قسمتی از سرزمین فلسطین و کرانه باختری بود که در جنگ شش روزه همه این ها و حتی بخش شرقی بیت المقدس را از دست داد. مرز کشور پادشاهی اردن در بعد از این جنگ در طول بحر المیت، رودخانه اردن، دریاچه طبریه (2) و وادی عربه قرار گرفت. بیشتر فلسطینی هایی که از سرزمین اشغالی خود فرار کرده بودند به پادشاهی اردن پناهنده شدند. طرفداران ملت فلسطین مبارزه علیه اسرائیل اشغالگر را شروع و برای انهدام و سرنگونی آن ها در کرانه باختری تلاش کردند. آن ها با مشت و لگد در ایجاد سوء قصد اسرائیلی را راحت نمی گذاشتند و در واقع دولتی در داخل دولت به وجود آورده بودند و حتی موجودیت قدرت خاندان هاشمی را تهدید کردند (خاندان هاشمی بیشتر از هزار سال بر مکان های زیارتی و مقدس اسلام حکومت می کردند و آخرین بازمانده آن ها حاکم کشور اردن بود).
حسین شاه اردن سپتامبر 1970 تصمیم گرفت با زور اسلحه، نظم را در اردوگاه های فلسطینی ها برقرار کند. این عملیات که به «سپتامبر سیاه» (3) مشهور است با مداخله سوریه، برخوردهای خونین و دستگیری های زیادی را به دنبال داشت. فشار آن قدر بر فلسطینی ها زیاد بود که تعداد زیادی از آن ها خاک اردن را به سوی لبنان، سوریه و حتی اسرائیل ترک کردند. کشورهای عربی رژیم شاه حسین را تقبیح و در انزوا قرار دادند.

اغتشاش و آشوب
خاورمیانه بعد از جنگ های شش روزه و کیپور به خاطر ضربه های تحمیل شده، دچار دگرگونی شد. دولت آمریکا در جنگ ویتنام بیشترین بهره برداری از موقعیت را به خاطر عدم تعهدی که در این موضوع داشت کسب کرد و اتحاد جماهیر شوروی هم در این باره نظرات خود را هر چند موفقیتی نداشت، بیان کرد.
سودان- ژنرال نُمیری در مه 1969 با کودتای نظامیان در رأس قدرت قرار گرفت و با اتحاد جماهیر شوروی قطع رابطه کرد. دوهزار مشاوری که از اتحاد جماهیر شوروی در این کشور فعالیت می کردند و سودانی های کمونیست از این کشور رانده شدند. مخالفان نمیری در ژوئیه 1971 به زور متوسل ولی موفق نگردیدند و نمیری هم قدرت را رها نکرد.
عراق- ژنرال عبدالرحمان عارف در ژوئیه 1968 با کودتای ژنرال احمد حسن البکر سرنگون شد و موجبات رضایت و خوشحالی اتحاد جماهیر شوروی را فراهم کرد. با این کودتا حزب ملی گرای سوسیالیست و لاتیک قدرت را به دست گرفت. صدام حسین یکی از رهبران حزب بعث با مذاکراتی که در مسکو صورت داد به پیمان واقعی بین شوروی و عراق منتهی شد که در نهم آوریل 1971 به امضای طرفین رسید. شوروی طبق این پیمان متعهد شد تسلیحات ساخت خودش را به عراق بفروشد و در عوض نفت آن کشور را از «شرکت نفت عراق» که در اول ژوئن 1972 ملی اعلام شده بود، خریداری کند.
سوریه- حافظ الاسد به دنبال کودتای نظامی سیزدهم نوامبر 1970 قدرت را به دست گرفته و از طرفداری شوروی خودداری کرد. شوروی تلاش کرد تا با تحویل تسلیحات نظامی، میگ های بیست و یک و موشک های سام ارتش سوریه را مجهز کرده و روابط حسنه بین مسکو و دمشق برقرار شود. شوروی در راه آشتی دو کشور سوریه و عراق وساطت کرد.

مصر
انور سادات بعد از فوت سرهنگ ناصر در بیست و هشتم سپتامبر 1970 قدرت را به دست گرفت. شوروی با تحویل میگ های بیست و سه، موشک های سام و اعزام بیست هزار مشاور نظامی به مصر در تلاش عادی سازی روابط با این کشور بود. پادگورنی رئیس دولت شوروی در سال 1971 برای افتتاح سد آسوان وارد مصر شد و پیمان مودت بین شوروی و مصر به امضا رسید که طبق آن دو کشور متعهد به عدم مداخله متقابل در مسائل داخلی یکدیگر شدند. شوروی به افزایش همکاری های نظامی و کمک های اقتصادی مبادرت کرد و در مقابل خواستار تسهیلات لازم برای رفت و آمد ناوگان شوروی در دریای مدیترانه و بنادر مصر و سوریه شد. مصر که از ژنرال نُمیری در مبارزه علیه کمونیست ها حمایت می کرد، نگران وابستگی زیاد به شوروی بود و در هیجدهم ژوئیه 1973 تصمیم به اخراج مشاوران شوروی از خاک خود گرفته و همبستگی خود به لیبی و سوریه را اعلام کرد.

لیبی
ارتش لیبی در اول سپتامبر 1969 با کودتای نظامی، ملک ادریس از کار برکنار و جمهوری لیبی را اعلام کرد و کلنل معمر قذافی در رأس دولت قرار گرفت. انقلاب ملی لیبی به دنبال تفکرات ناصر به وقوع پیوست که در ابتدا ضد کمونیست بود. قذافی در اجلاس غیرمتعهدها در سال 1973 در الجزیره (4) به فیدل کاسترو حمله کرد و او را متهم به همکاری با اتحاد شوروی کرده و ادعا کرد که کوبا در موقعیت بی طرفی قرار نداشته و حق شرکت در اجلاس کشورهای غیر متعهد را ندارد.
اتحاد جمهوری های عرب بین مصر و لیبی در سال 1971 به وجود آمد و در سال 1972 مورد تأیید قرار گرفت ولی با موانع زیادی مواجه شد که مهم ترین آن ها عدم هماهنگی جمعیت دو کشور بود زیرا در آن زمان جمعیت مصر چهل میلیون و لیبی سه میلیون نفر بود. انور سادات در سال 1973 عدم علاقه خود به این اتحاد را ابراز کرد و مورد اعتراض قذافی قرار گرفت. قذافی تظاهراتی در مصر تدارک دید و حوادثی در نزدیکی مرصا- متروک در مرز دو کشور به وجود آورد. اتحاد فوق به باد فراموشی سپرده شد.

جنگ کیپور
موقعیت جنگ با اسرائیل برای انور سادات، جانشین ناصر در سال 1973 تقریباً مساعد بود. کشورهای اروپایی زیادی من جمله فرانسه به خاطر عدم موافقت عقب نشینی اسرائیل از سرزمین اشغالی سال 1967 به مخالفت با این کشور برخاستند. اسرائیل در انزوای سیاسی قرار گرفته بود. خانم گُلدا مایر نخست وزیر وقت اسرائیل تلاش های زیادی کرد و به همه جا حتی کشورهای عربی مسافرت کرد. کشورهای عربی موفق شده بودند در بعضی از کشورها همچون کشورهای افریقایی نفوذ کرده و از آن ها بخواهند روابط خود با اسرائیل را قطع کنند.
فعالیت های سازمان ملل متحد در این باره به بن بست کشیده شده بود. شورای امنیت سازمان ملل متحد در بیست و ششم ژوئیه 1973 متن کاملاً نارسایی را تدوین کرده و از اسرائیل خواسته بود سرزمین های اشغالی را تخلیه کند، سیزده کشور به این قطعنامه رأی مثبت دادند و چین از دادن رأی امتناع و امریکا قعطنامه را وتو کرد. جهان عرب بعد از این تصمیم وحدانیت خود را کسب کرده و صاحب قدرت شد. اتحاد جماهیر شوروی که در پی رسیدن اعراب به آرمان هایشان بود از آن ها حمایت کرد.
در روز ششم اکتبر 1973 دولت های مصر و سوریه در ماه رمضان همزمان با جشن کیپور یهودیان، از جنوب و شرق و تقریباً از تمام نقاط به اسرائیل حمله کردند. این حمله اسرائیل را کاملاً غافلگیر کرد. مصری ها خط دفاعی اسرائیلی ها را در هم شکستند، از کانال عبور کرده و در صحرای سینا تا شعاع یکصد و هشتاد کیلومتری پیشروی کردند؛ سوری ها بلندی های جولان را متصرف شده و تا کوه هرمون و شهر کونیترا پیش رفتند.
اولین حملات متقابل اسرائیلی ها با مقاومت بسیار زیاد سوری ها و مصری هایی که با تسلیحات مدرن مجهز بودند، بدون نتیجه بود. بعد از دوازدهم اکتبر اسرائیلی ها توانستند موفقیت هایی در جنگ کسب کنند و در نوزدهم اکتبر تا بلندی های جولان پیشروی کرده و به سی کیلومتری دمشق رسیدند. در صحرای سینا نیروهای مصری را که تعداد آن ها بسیار زیاد بود با مقاومت مواجه شدند. در هشتم اکتبر یک لشکر از سپاهیان اسرائیلی به فرماندهی آریل شارون به ارتش دوم و سوم مصر حمله کرد و در پانزدهم اکتبر به کانال سوئز رسید و ناحیه غرب کانال را متصرف شد.
قدرت های بزرگ خواستار آتش بس بین متخاصمان جنگ بودند. برژنف در نوزدهم اکتبر کیسنجر را به مسکو دعوت کرد و در شب هنگام بیست و یکم تا بیست و دوم اکتبر شورای امنیت قطعنامه سیصد و سی و هشت خود را با چهارده رأی مثبت (چین از دادن رأی خودداری کرد) درخواست آتش بس را در فاصله دوازده ساعت، اجرای قطعنامه دویست و چهل و دو و بازگشایی مذاکرات برای صلح دائم را خواستار شد. اسرائیل علی رغم قطعنامه شورای امنیت تا بیست و سوم اکتبر به تجاوزات خود ادامه داد، ارتش مصر را شکست داده و تا هفتاد کیلومتری قاهره پیش رفت. بعد از این جریان اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که برای حمایت از سادات هواپیماهای خود را بر فراز مصر به حرکت درآورده و به کمک سادات خواهد شتافت. دولت ایالات متحده امریکا نیروهای استراتژیکی خود را به حالت آماده باش درآورد. در این زمان جنگ اتمی به خاطر توافق های سالت مطرح نبود و جنگ ها بیشتر کلاسیک و منطقه ای بود. امریکا اسرائیل را مجبور کرد تا مستقیماً با مصر وارد مذاکره شود. مذاکرات در کیلومتر یکصد و یک قاهره به توافق های یازده نوامبر انجامید که در ژانویه 1974 توافق های کامل تری به امضای طرفین رسید.
جنگ کیپور نتایج مهم دیگری به دنبال داشت. مسئله جدیدی در اولین مرحله مطرح شد که برابری بین اسرائیل و اعراب بود. هرچند که اسرائیل در جنگ پیروز شد ولی اعراب با تمام قدرت جنگیدند و از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی از امکانات کافی برخوردار بودند؛ اسرائیل هم بعد از این جنگ مثل ژوئن 1967 احساس خفت و شرمساری نکرد. مسئله دومی که به وجود آمد آسیب پذیری دولت اسرائیل و به خصوص حفاظت از سرزمین اشغالی بود. آخرین درسی که از این جنگ گرفته شد نشان داد که جنگ مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکلات را می توان از راه مذاکرات حل و فصل کرد. امریکا در این جنگ اقدامات دیپلماتیک را به نحو احسن و به نفع اسرائیل به گونه ای انجام داد که با فشار، این کشور را وادار به مذاکره کرد. اعراب نتایج صلح های انجام شده را نپذیرفتند و مشکل فلسطین همچنان مشکل اساسی منطقه باقی ماند.
گسترش، توسعه صحنه و نتایج جنگ کیپور دولت های حاشیه خلیج فارس را وادار کرد تا با افزایش قیمت نفت به عنوان ابزار جدیدی برای فشار بر جهان غرب استفاده کنند. قیمت نفت در طی سه ماه چهار برابر شد. تصمیم کشورهای صادرکننده خلیج فارس در سال 1973 مشکلات اقتصادی زیادی را به دنبال داشت و فرایند بین المللی را دگرگون کرد. اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا به عنوان حاکمیت، طرفین متخاصم جنگ را مجبور به آتش بس کرده و به عنوان حاکمیت جمعی درباره امور جهانی اظهار نظر کردند. مداخله آن ها در آن زمان تنش زدایی ناپایداری را به وجود آورد و جهان را در مقابل جنگ سرد جدیدی قرار داد. چین کمونیست وارد هم نوازی جهانی گردید و ویتنام آرامش واقعی خود را با پایان جنگ به دست آورد. کنفرانس هلسینکی به دوران پیروزی تنش زدایی اختصاص داشت ولی جهان بعد از 1973 وارد عصر ناپایداری گردیده بود و غربی ها فکر می کردند که شوروی موقعیت بهتری برای استفاده بیشتر از دوران تنش زدایی به دست آورده است. دو ابرقدرت وضع موجود سرزمین های قاهره را قبول کردند و قدرت تأثیرگذاری خود را در خاورمیانه گسترش دادند.

پی نوشت ها :

1. Gunnar Jarring
2. Tiberiade
3. بعد از جنگ 1967 آوارگان فلسطینی به خصوص کسانی که در کرانه باختری زندگی می کردند به شدت افزایش یافت. پناهندگان فلسطینی در اردن در سال 1966 هفتصد هزار نفر بودند که سیصد هزار نفر دیگر از کرانه باختری بر این تعداد اضافه شد. عناصر مقاومت فلسطینی «فداییان» در اردن قدرت و اهمیت فراوانی به دست آوردند. فداییان از لحاظ نظامی بسیار مجهز بودند و برای انسجام خود و امنیت حکومت هاشمی خطری روزافزون به شمار می آمدند که همین عامل به جنگ منجر شد. در این نبرد گروه های مختلف فلسطینی از جمله ساف یا سازمان «آزادی بخش فلسطین» در سپتامبر جنگ با دولت اردن شرکت کردند. گویا شاه حسین از اسرائیل تقاضای کمک کرده بود که پس از آن اسرائیل تهدید کرد که در صورت کمک سوریه، به آن کشور حمله خواهد کرد. در بیست و دوم سپتامبر وزیران خارجه کشورهای عربی در نشست خود در قاهره اعلام آتش بس را تصویب کردند که پس از آن خشونت های پراکنده ادامه داشت تا اینکه در جولای 1971 نیروهای اردنی فداییان را به طور کلی شکست دادند و آنان را از اردن اخراج کردند. در سال 1974 در کنفرانس رباط اردن و سایر کشورهای مجمع عرب پذیرفتند که «ساف» تنها نماینده قانونی مردم فلسطین باشد و بدین ترتیب حق نمایندگی فلسطینی های کرانه باختری را به این سازمان واگذار کردند. http://fa.wikipedia.org/wiki
4. Alger
منبع: واعیس، موریس؛ تاریخ روابط بین الملل از 1945 تا 2008، تهران: امیر کبیر، 1390.

منبع بر گرفته شده : سراج نت

بدون پاسخ برای "جنگ های منطقه غرب آسیا"

نوشتن نظر


  • admin: سلام با تشکر از شما . مطلب خواسته شده در سایت قرار گرفت. از دیدگاه شما سپاس گزارم.
  • SVD: سلام. تشکر از ادمین مطالب سایت عالیه.عکس های میدون تیر چی شد؟
  • Ali: عجب انتخابی ،حضرت آقا داشتند... فتبارک الله احسن الخالقین

آمار گیر سایت