نشریه موعظه خوبان شماره 131

ارسال شده توسط admin در تاریخ: 23 مه 2016

قال علی عليه‌السلام:كَيفَ يُصلِحُ غَيرَهُ مَن لا يٌصلِحُ نَفسَه؟!    /  (شرح غرر، ج 4، ص 564)

كسي كه قادر به اصلاح و تهذيب خود نيست چگونه مي‌تواند به تهذيب ديگران بپردازد؟!  

صاحب حال

… تو که ادعیه و مناجات وارده از ائمه معصومین، سلام اللّه علیهم، را صحیح می‏ دانی، تو که مناجات مولای متقیان امیر المؤمنین، سلام اللّه علیه، را دیدی، تو که مناجات سید الساجدین، علیه السلام، را در دعای أبو حمزه دیدی، قدری تأمل کن در مضمون آنها، قدری تفکر نما در فقرات آنها … لازم نیست یک دعای طولانی را یک دفعه با عجله و شتاب بخوانی و تفکر در معانیش نکنی، بنده و شما حال سید سجّاد، علیه السلام، را نداریم که آن دعای مفصل را با حال بخوانیم، شبی یک ربع آن را، یک ثلث آن را، با حال بخوان و تفکر کن در فقراتش شاید صاحب حال شوی… .

[ امام خمینی-ره ، چهل ‏حدیث ، ص : 29 ]

بدان چه داری می‌گویی!

عن سُلیمان بن جعفرِ الجَعفری قالْ سَمِعتُ موسی بن جعفرٍ علیه‌السلام یَقولْ مَرَّ أمیرالمؤمنین علیُّ بنُ ابی‌طالبٍ علیه‌السلام بِالرَّجُلٍ یَتَکَلَّمُ بِفُضولِ الکلام فَوَقَفَ عَلیه ثُمَّ قالْ إنَّکَ تُملی عَلی حافِظَیکَ کتاباً إلی رَبِّک فتَکَلَّم بِما یَعنیک وَ دَعْ ما لا یَعنیک [ الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی 85 ]

 سخنان زیادی، سخنان بیهوده، سخنانی که برای گوینده و شنونده هیچ سودی به همراه ندارد، داشت اینجور حرف‌هایی می‌زد. فَوَقَفَ عَلیه ، امیرالمؤمنین دارد در راه عبور می‌کند، می‌بیند که یک نفری ایستاده، دارد همین‌طور حرف بی‌خود می‌زند؛ حرف‌هایی که هیچ فایده‌ای بر آن مترتب نیست؛ نه برای گوینده و نه برای شنونده. حضرت ایستاد. ثُمَّ قالْ إنَّکَ تُملی عَلی حافِظَیکَ کتاباً إلی رَبِّک ، [و به آن مرد فرمود:] تو داری [حرف‌هایت را] املاء می‌کنی بر این دو فرشته‌ای که محـافظ و مراقـب تو هسـتند. داری نوشته‌ای را بر ایـنها املاء می‌کنی؛ تو می‌گـویی و ایـن ها هـم می‌نویسند. کلمه به کلمه‌ی آنچه که از زبان من و شما خارج می‌شود نوشته می‌شود. این نوشته بعداً ممکن است به ضرر ما تمام بشود. بدانیم چه داریم می‌گوییم. فتَکَلَّم بِما یَعنیک به آن چیزی که برای تو مهم است سخن بگو و زبان باز کن. وَ دَعْ ما لا یَعنیک، آنچه که برای تو مهم نیست، گفتنش فایده‌ای ندارد یا ضرر دارد، آن را رها کن. بدان چه داری می‌گویی.

 [ شرح حدیث از امام خامنه ای مدظله العالی در مقدمه درس خارج ]

 اطباء روح

 تا مربی نباشد روح غفلت زده ما بیدار نمی شود مذکّر می خواهیم تا داد بزند سرمان و ما را بیدار کند در زمان کنونیِ ما مجالست با بندگان صالح خدا باعث بیداری ما می شود ما نیازمند به مجالست با آن‌ها هستیم هر وقت درعبادت سستی پیدا کردی و حال خوشی نداشتی فوراً نزد بندگان صالح خدا برو رفتارشان را ببین به گفتارشان و مواعظ آن‌ها عمل کن حداقل هر هفته به دیدارشان بروید تا نشاط معنوی پیدا کنید آن‌ها اطبا روح هستند که بسیار کمیاب نیز هستند دنبال طبیب روح باشید بزرگان و بیدار دلان کم هستند باید دنبال گشت و جوینده یابنده خواهد شد.

[ از فرمایشات آیت الله ضیاء آبادی ، خبرگزاری اهل بیت (علیهم‌السلام) – ابنا – http://fa.abna24.com/index.php/172479/print.html ]

رایحه‌ی رحمان را از جانب یمن استشمام می‌کنم

 گناه دارای بوی بد است وانسان گنهکار بوی بد می دهد. اما انسان مؤمن خوشبوست. « اویس قرنی» تصیم گرفت که به زیارت پیامبر خدا بیاید،مادرش گفت:«اگر به مدینه رفتی و پیامبر خدا(ص) در آنجا تشریف نداشتند،دیگر منتظر او نمان وبرگرد.» اویس به مدینه آمد،اما پیامبر خدا(ص)بیرون مدینه بودند.اویس دیگر منتظر آن حضرت نشد وبه خانه بازگشت.وقتی پیامبر(ص)وارد مدینه و خانه شان شدند،فرمودند: «إنّی أَشَمُّ رَائِحَهَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْيَمَنِ» ؛ « من رایحه‌ی رحمان را از جانب یمن استشمام می‌کنم، اویس در یمن بود. » اصحاب گفتند: « بله، شخصی به نام اویس قرنی به این ‌جا آمده بود. » اطاعت از مادر واجب است.بعضی ها خشکه مقدسند. بی این که به پدر ومادرشان خبر بدهند، شب به مسجد جمکران می روند، وآنها تا صبح چشم به راه فرزندشان می مانند. این چه جمکران رفتنی است؟! پدر ومادرتان را از خودتان راضی نگه دارید. یازن بدون اجازه ی شوهر با کاروان ها به جمکران و مشهد می رود ! (اینها خلاف شریعت خدا وپیغمبر اسلام است.)

 [ کتاب در محضر مجتهدی تهرانی،جلد یک، محمودی گلپایگانی،صفحات305-306. ]

سزاوار رفاقت!

 آقا خداوند سریع الرضاست ،‌ زود می بخشد و زود آشتی می کند. به کسی غیر خودش نگو، ‌در میان شب دو رکعت نماز بخوان از خدا عذر خواهی کن ، ‌توبه کن. تمام گناهانت را نابود می کند بلکه گناهان را تبدیل به حسـنه می کـند. خـدای به ایـن مهـربانـی را سـزاوار رفـاقت اسـت.خـدا دوسـت خـوبی اســت.از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایتی به این مضمون داریم : ‌مؤمنین شاکر خدا هستند، یعنی نعمت های خدا را در نظر می آورند از او تشکر می کنند. و خدا هم از ما تشکر می کند تشکر خدا به این است که نعمتت را اضافه می کند. شکر هر چیزی به حسب خودش است، شکر چشم تنها به گفتن الحمدُالله نیست بلکه شکرش این است که به آنجا که مولا راضی است نگاه کنی و به جایی که خدا رضایت ندارد نگاه نکنی.

[ فرازی از سخنان آیت الله ناصری ، برداشت از سایت www.asatizona.ir]

همانطوری که می رانی ، تو هم راننده ای داری

مرحوم مرشد چلویی می گوید: همان طور که خودرو فرمان دارد و فرمانش دست راننده است و راننده به هر طرف که بخواهد خودرو را هدایت می کند، خود راننده هم فرمانی دارد که دست خداست . اگر راننده عوضی برود فرمانش را بر می گرداند به سوی صراط مستقیم،اما وای بر آن روز که خدا فرمان راننده را آزاد و به حال خود بگذارد و اتو مبیل وجود او که د رحال حرکت است بدون راننده رها کند چه بر سرش می آید؟ وی این سخنان را به شعر، در دیوان شعرش چنین آورده :

همان طـوری که می رانی ، تـو هم راننده ای داری              همان طـوری که می گـردی ، تو گرداننده ای داری ‌
همان طوری که می سازی تو هم سازنـده ای داری              به دست هر مَلَک هر روز و شـب پرونده ای داری

[ کتاب بهترین کاسب قرن(خاطرات مرحوم حاج مرشد چلویی)،علی عابدی نهاوندی،ص125 تهران سبحان 1383 ]

گلابی نوبر!

 روزی از روزهای گرم تابستان سال شصت بود و هنوز گلابی به بازار نیامده بود. برای یكی از برادران یك عدد گلابی به عنوان نوبرانه آورده بودند، او هم آن را به منشی آقای رجایی داد تا برای رفع خستگی تقدیم نخست وزیر بكند…آقای رجایی كه تا آن وقت سخت مشغول به كارش بود، وقتی چشمش به آن گلابی با آن وضعیت شسته و آماده برای خوردن افتاد، با پُرس و جوی خاصی به اصل جریان واقف شد و همان برادر را كه این كار را كرده بود خواست. وقتی او همراه با شخص دیگری به اطاقش وارد شدند، گفت: «فكر می‌كنید محمدرضا چگونه شاه شد؟ شاهنشاهی او از همین جا شروع شد، یك روز با گلابی نوبر، یك روز با فلان میوه ی نایاب و روز دیگر با یك پدیده ی نادر و… یك دفعه او با همین چیزها دید به راستی شاه شده است. همان طور كه بنی صدر با همین تعارفات اطرافیان به خیال خود سپهسالار ایران شده بود. شما اگر می‌خواهید به من خدمتی كنید، گاهی یادم بیاورید كه من همان محمدعلی رجایی، فرزندعبدالصمد، اهل قزوینم. قبلاً دوره گردی می كردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم. »

(منبع: سیره شهید رجایی ص 506 )

 

 

 

یک استفتاء

سوال:  اگر شخصی چکی صادر کند که موعد آن همان روز سال خمسی است ، بایدمبلغ چک را در محاسبه ی کدام سال وارد نماید؟
جواب:
اگر بابت بدهی مؤونه ی همان سالِ درآمد باشد ، می تواند استثنا کند.

استفتائات مقام معظم رهبری – www.khamenei.ir

دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید

دریافت نشریه برای چاپ رنگی

منبع : سراج نت

بدون پاسخ برای "نشریه موعظه خوبان شماره 131"

نوشتن نظر


  • admin: سلام. ممنون از دیدگاهی که دادید. شاد و پیروز و سربلند باشید. با تشکر
  • علی: سلام.جملات و نکات بسیار باحال و به جا و به موقعی رو ثبت کردین. ممنون از شما
  • admin: ممنونم شما لظف دارید شما هم همیشه موفق و پیروز باشید

آمار گیر سایت